و خداوند وبلاگ نويسان را دوست دارد
مي گويند خدا دو حاجت و آرزوي انسان را سريع جواب مي دهد. دوميش مكان مناسب آپلود عكس است.
اوليش را هم بعداً ميگم.
اين هم نمايي از شهر ونكوور براي تست.
حالا ديگه منتظر باشيد تا بتركونم.

مي گويند خدا دو حاجت و آرزوي انسان را سريع جواب مي دهد. دوميش مكان مناسب آپلود عكس است.
اوليش را هم بعداً ميگم.
اين هم نمايي از شهر ونكوور براي تست.
حالا ديگه منتظر باشيد تا بتركونم.

دارم مطالبي آماده مي كنم در شرح ونكوور و وصل بي مثالش. ولي مطالب بايستي مصور باشد. هر جا عكس آپلود مي كنم، پس از درج تصوير، آنچه مي بينم فقط يك مستطيل است با يك ضربدر در گوشه اش.

چكار كنم؟ آيا از اين همه وبلاگ نويس دوست و همكار و برادر و خواهر ديني؛ ياري كننده اي هست كه ما را ياري كند و بياموزد چگونگي كار را. ![]()
قول مي دهم در عوض مطالب مصور رنگي از ونكوور برايتان بگذارم "تا دل تنهايي تان تازه شود" و ايضاً داغ دلتان.![]()
سخن بزرگان : هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم.
وقتي خواننده وبلاگ ديگران هستي، تند تند از اين وبلاگ به اون وبلاگ ميري مطالب را مي خوني، شايد كامنت هم بگذاري يا نگذاري (من كه خيلي در كامنت گذاري تنبلم، ولي مي خوام در سال جديد ترك عادت كنم) و بعد هم سريع پنجره ها را مي بندي و وبلاگ بعدي.
ولي از وقتي خودم وبلاگ زدم انگار همه چيز تغيير كرده. يك وسواسي وجودت را مي گيرد : كدام قالب را بگذارم؛ چه فونتي استفاده كنم؛ چه رنگي بنويسم؛ كجا شكلك در بيارم و و و و .... كه اگر حواست جمع نباشد يك مرتبه مي بيني در دريايي از وسواس هاي حاشيه ايي غرق شده اي و از اصل كار كه نوشته هايت است غافل شده اي.
بعد يادت مي آيد وبلاگ هايي كه دوست داري و هر روز به آنها سر مي زني فقط به عشق مطالبشان و قلم نويسنده شان است و نه زرق و برق وبلاگشان. براي همين است كه تا مطلب تمام مي شود كامنت گذاشته و نگذاشته، پنجره بسته و وبلاگ بعدي.
و بدينسان لوندي هاي وبلاگ ما پايان يافت و قرار است از حاشيه كم كنيم و بر اصل و متن و محتوا بيفزاييم.![]()
مطلب زير از فريد ذكريا سردبير بين المللي نيوزويك مي باشد كه تفاوت هاي اقتصاد كانادا و ايالات متحده آمريكا را بيان مي كند، كه چرا كانادا به اندازه آمريكا درگير بحران مالي نشده است. بديهي است كه صحت و سقم ادعاهاي مربوطه بر عهده نويسنده مطلب مي باشد.
متن كامل مقاله را در ادامه مطلب ملاحظه نماييد.
سلام دوستان؛
من پوريا هستم يك مهاجر. سال 1381 با همسرم تصميم گرفتيم براي مهاجرت به كانادا اقدام نماييم. تا مدارك مورد نياز را تهيه نماييم، به خصوص مدرك آيلتس را، شد آذر ماه 1382 كه وكيل "File No." را گرفت. فروردين 1386 نامه "upgrade" از سفارت آمد و ما هم مدارك را به روز و ارسال كرديم. ديگر تا امروز خبري از سفارت نشد كه نشد.
وقتي براي كانادا اقدام مي كرديم 30 ساله بوديم و با يك بچه ي يك ساله، الان 37 ساله هستيم و با دو بچه 7 و 5/1 ساله. هنوز هم خبري نيست !!
مشتري پر و پا قرص وبلاگ هاي ايراني راجع به كانادا هستم. فكر مي كنم يكي از كامل ترين آرشيوهاي وبلاگ هاي كانادايي ايراني را داشته باشم (بابا بالاخره 5 سال است كه اينترنت را شخم مي زنيم ديگه).
قريب به اتفاق وبلاگ ها متعلق به كساني است كه يا مقيم كانادا هستند و يا ويزايشان آمده و مهياي مهاجرت هستند. وبلاگي را نديدم كه در طي پروسه انتظار ايجاد شده باشد. شايد مهم ترين دليلش اين باشد كه اطميناني به قبولي مصاحبه و دريافت ويزا نيست و كسي هم دوست ندارد كه بعد از مدتي خاك وبلاگ خوردن مجبور شود اعلام كند كه آقا اشتباه شد و ما نمي رويم كانادا (به قول خودماني كنفت شود).
ولي خوب هميشه يك بز گر هست كه خارج از قاعده عمل كند و بز گر شما هم منم. من اين وبلاگ را زدم ولي از ته دل اميدوارم كه چند وقت ديگر مجبور به اعلام كنفتي نشوم.
وبلاگ خوب براي مهاجرت به كانادا زياد است، كه تعدادي از آنها در لينكدوني وبلاگ موجود است و خود من شخصاً خيلي ازشون استفاده كردم.
ادعاي ايجاد انقلابي در وبلاگ مهاجرتي را ندارم. ولي چون در اين 5 سال از وبلاگ هاي دوستان بسيار استفاده برده ام و از آنجا كه گفته اند "زكات علم، نشر علم است"، تصميم گرفتم من هم سهم كوچكي در اين اطلاع رساني مهاجرتي داشته باشم.
سخن بزرگان : ديگران كاشتند و ما خورديم ما مي كاريم تا ديگران بخورند.
باشد كه مورد پسند شما و شمايان قرار گيرد. من را از نظرات خود بي بهره نگذاريد.