اين دنياي وبلاگ هم عالمي دارد ها !!.
وقتي خواننده وبلاگ ديگران هستي، تند تند از اين وبلاگ به اون وبلاگ ميري مطالب را مي خوني، شايد كامنت هم بگذاري يا نگذاري (من كه خيلي در كامنت گذاري تنبلم، ولي مي خوام در سال جديد ترك عادت كنم) و بعد هم سريع پنجره ها را مي بندي و وبلاگ بعدي.
ولي از وقتي خودم وبلاگ زدم انگار همه چيز تغيير كرده. يك وسواسي وجودت را مي گيرد : كدام قالب را بگذارم؛ چه فونتي استفاده كنم؛ چه رنگي بنويسم؛ كجا شكلك در بيارم و و و و .... كه اگر حواست جمع نباشد يك مرتبه مي بيني در دريايي از وسواس هاي حاشيه ايي غرق شده اي و از اصل كار كه نوشته هايت است غافل شده اي.
بعد يادت مي آيد وبلاگ هايي كه دوست داري و هر روز به آنها سر مي زني فقط به عشق مطالبشان و قلم نويسنده شان است و نه زرق و برق وبلاگشان. براي همين است كه تا مطلب تمام مي شود كامنت گذاشته و نگذاشته، پنجره بسته و وبلاگ بعدي.
و بدينسان لوندي هاي وبلاگ ما پايان يافت و قرار است از حاشيه كم كنيم و بر اصل و متن و محتوا بيفزاييم.![]()