باب توما : در امتداد جنوب بازار شام؛ منطقه مسيحي نشين دمشق است كه قسمتي از آن "باب توما" نام دارد. در اين بخش؛ هم كليساهاي زيبايي قرار دارد و هم خيابان ها و خانه ها زيباتر از بقيه نقاط دمشق است. خيابان "باب توما" به همراه خيابان هاي "الحمرا" و "الصالحيه" از مراكز خريد مدرن دمشق است؛ كه تقريباً تمام برندهاي مشهور جهان را مي توانيد در آن جا بيابيد.
قسمت مسكوني باب توما مانند خيابان هاي اروپايي سنگفرش شده است و يا مثل خيابان سپهسالار خودمان. بسيار زيبا و آرام است. از آن جا يك خنجر عربي خريدم 1200 لير. جنس خنجر نقره است و روي تيغه اش هم كلي كار شده است. قراري دارم با خودم كه از هر مسافرتي كه مي روم سوغاتي بياورم مخصوص همان كشور. فكر مي كنم سال ها بعد مجموعه زيبا و خاطره انگيزي داشته باشم.
خيابان اصلي باب توما خياباني ست طويل مانند خيابان ولي عصر خودمان با عرضي به مراتب كمتر و مغازه هايي بسيار بيش تر. حضور ايراني ها در اين خيابان؛ پاي پول ايراني را هم به مغازه هاي باب توما باز كرده است. هرچند هنگام تبديل، لير سوري را بسيار گران تر حساب مي كنند.
بسياري از مسافران ايراني تنها به مشاهده مغازه ها و فروشندگان و رهگذران ارمني باب توما بسنده مي كنند (مثل ما) و خريد را براي همان بازارهاي اطراف حرم مي گذارند. ما كه خريدي به آن معنا نكرديم. براي مهاجري كه دارد تمام آن چه را داشته است؛ مي فروشد؛ ديگر خريد بي معناست.
كوه يا جبال قاسيون : يكي از مناطقي كه قدمت و سابقه آن بر شهر دمشق نيز فزوني دارد "كوه قاسيون" است. قبل از آن كه شهر دمشق ساخته شود، مردم بر دامنه كوه قاسيون كه امروز به صالحيه معروف است زندگي مي كردند و سال ها بر همين منوال مي گذشت تا اين كه به دنبال افزايش جمعيت؛ به بناي شهر دمشق پرداختند. بنابراين آثاري كه در دامنه اين كوه قرار دارد؛ گاهي از آثار داخل شهر دمشق قدمت بيشتري دارد.
اين كوه نزد مردم دمشق از تقدّس خاصي برخوردار است؛ زيرا شاهد حضور انبياء الهي بوده و حتي بعضي از آنان را در دامن خود مدفون ساخته است. مي گويند در پايين اين كوه؛ آدم ابوالبشر سكونت داشته و در بالاي آن قابيل، برادرش هابيل را كشته و در شرق آن حضرت ابراهيم به دنيا آمده و در سمت غرب آن حضرت مسيح و مادرش مريم پناه گرفته اند و ......
در دامنه کوه قاسیون و مشرف به شهر دمشق؛ غاري قرار دارد كه غار اصحاب کهف و یا غار خون ناميده مي شود. می گویند هابیل توسط قابیل؛ در غار خون "مغاره الدم" کشته شد و گفته مي شود که غار از اولين جنايت بشر؛ به فرياد درآمده است!!! اين غار؛ "غارگرسنگی هم ناميده می شود" زيرا مي گويند چهل تن از پیامبران خدا هم به علت محاصره دشمنان؛ در این غار از گرسنگی به شهادت رسیده اند. به شخصه اعتقاد زيادي به اين داستان هايي كه مردم هر منطقه براي مناطق باستاني شان مي سازند ندارم. بنابراين حتي به ديدن غار هم نرفتم؛ ولي عكسش را براي تان گذاشته ام كه مستفيض شويد.
ولي بدانيد و آگاه باشيد كه یكی از مفرحترین كارهایی كه می توانید در دمشق انجام دهید؛ بالارفتن از كوه قاسیون است كه نمایی كامل و بسیار زیبا؛ خصوصاً در شب هنگامی كه منارهها به رنگ سبز میدرخشند را به ارمغان میآورد.
مسجد اموی در این میان درخشانترین مكانی است كه مییابید. قله كوه در هر زمانی قابل دسترس است و رستورانهای بسیاری در آن جا به سرو غذای محلی مشغولند. تاكسیها با هزار لير (20000 تومان) شما را تا آن جا مي رسانند و يك ساعتي هم منتظر شما مي مانند و بعد شما را بر مي گردانند. ما آخرين شب اقامت مان را در دمشق؛ بالاي اين كوه گذرانديم و بسيار خاطره انگيز ناك هم بود !!!!

اگر به تاريخ علاقمنديد مي توانيد دو موزه را در دمشق ببينيد اول "موزه تاريخي دمشق" و ديگري "موزه ملي دمشق".
موزه تاريخي دمشق : در خيابان "الثوره" بين دو خيابان "الاتحاد" و "بغداد" واقع شده است. يك خانه قديمي سوريه را به همان صورت باز سازي نموده اند. شامل اندروني ها؛ اتاق پذيرايي؛ حياط؛ مطبخ و حمام. كلاً به نظرم چيز دندان گيري نيامد؛ براي ما كه صد تا از ين خانه هاي قديمي را در تهران هم داريم. حالا اين توريست هاي خارجي نديد پديد را نمي دانم. ظاهراً كه از اين مكان هاي نوستالژي ذوق مرگ مي شوند.
موزه ملي سوريه : در خيابان "الاتحاد" واقع شده است. دمشق از باستاني ترين نقاط روي كره زمين است و قديمي ترين شهر فعلي دنيا. از 4000 سال قبل تاريخ دارند. ابتدا فراعنه مصر و بعد آراميها بر دمشق حكمراني كرده اند. كورش كبير آن جا را فتح كرد و تا پايان دوران هخامنشي جزئي از ايران شناخته مي شد. در زمان داريوش كبير پنجمين ساتراپي (استان) ايران به مركزيت دمشق بود.
بعدها اسکندر مقدوني و تيگران پادشاه ارمني ها بر دمشق حکمراني کردهاند. 64 سال پيش از ميلاد مسيح، دمشق به دست روميها افتاد و جزيي از روم شرقي شد و بالاخره در سال 635 به دست اعراب فتح شد. دمشق در طي حيات اسلامي خود در قالب سلسله هاي مختلفي چون فاطميان مصري، ايوبيان و امپراتوري عثماني قرار داشت. در اوايل قرن بيستم، مستعمره فرانسوي ها شد. و امروزه توريست ها ميتوانند آثار فرهنگي به جا مانده از تمام اين ملتهاي کهن را در موزه ملي دمشق بازديد نمايند.
فضاي بيرون موزه بسيار زيبا و سرسبز و مانند پارك است. داخل موزه از پنج قسمت تشكيل شده است :
1- موزه آثار ما قبل تاريخ.
2- موزه آثار باستاني.
3- موزه آثار كلاسيك.
4- موزه آثار عربي و اسلامي.
5- موزه آثار مدرن.
يك كافه بسيار زيبا و با صفا به نام "سيتي كافه" در محوطه موزه قرار دارد؛ كه با خوردن دو استكان چاي عربي؛ خستگي را از تن تان بيرون مي كند. آب و هواي دمشق معتدل مديترانه اي است. در تابستان بين 28 تا 32 درجه نوسان دارد و تقريباً هميشه هم باد مي وزد.
پايان سفر : جمعه دوم مرداد ماه 1388 ساعت 45/21 پرواز داشتيم. هتل را ساعت 18 تحويل داديم. روز آخر را نصف روز؛ حساب كردند و 25 دلار سلفيديم. تاكسي گرفتيم تا فرودگاه 600 لير و شنيده بوديم كه خارجي ها نفري 1500 لير (30000 تومان) بايد خروجي بدهند. در آخرين لحظات فهميديم كه كشور دوست و برادر ايراني ها را از اين خروجي هم معاف كرده است. بسي شاد شديم.


فرود گاه دمشق؛ چيزي ست تو مايه هاي فرودگاه هاي شيراز و مشهد وتبريز وحتي نه مهرآباد؛ بسيار ضعيف و قديمي و كلنگ مآب (فرودگاه هاي داخلي به خودشان نگيرند؛ در مثل مناقشه نيست). ساعت 30/01 بامداد به وقت تهران رسيديم به خاك وطن؛ تا دو ماه ديگر كه دوباره تركش كنيم.
طنز روزگار را ببين كه شده ايم بي سرزمين تر از باد.
"مع السلامه" 


عكس ها را درادامه مطلب ببينيد.