این آزمون تعیین سطح زبان هم برای ما داستانی شده است. دو هفته قبل همسرم رفت مرکز "لوکاس" برای ثبت نام من در آزمون تعیین سطح ESL  و بعد گفت چهارشنبه ساعت 45/3 برو برای امتحان. خوب من هم اون روز دیر رسیدم سر جلسه و راهم ندادند؛ چون ساعت های ورود اتوبوس به ایستگاه را خیلی جدی گرفته بودم؛ ولی اتوبوس با نیم ساعت تاخیر آمد. تازه بعدش هم فهمیدم که من اصلاً ثبت نام نشده بودم......  

خوب من دوباره برای هفته بعد ثبت نام کردم و چهل دلار غیر قابل برگشت هم سلفیدم. این دفعه یک ساعت زودتر راه افتادم و یک ربع قبل از ساعت امتحان رسیدم؛ ولی روی درب کلاس نوشته بود "ممتحن محترم به علت بیماری در دسترس نمی باشد و امتحان به هفته بعد موکول می شود".   

راستش را بخواهید من در همین یک هفته بعد از ثبت نام به این نتیجه رسیدم که این کلاس به خاطر ساعت هایش مناسب من نیست؛ ولی چه کنم با چهل دلار غیر قابل استردادم. بنابراین کنسلی آزمون را بهانه کردم و رفتم دم در دفتر و گفتم :

من : اصلاً نمی خوام امتحان بدم؛ یالله اسم وآدرس و پولم رو پس بدید.

اون : زرشک؛ ما که گفته بودیم پول پس بده نیستیم. برو یه روز دیگه بیا امتحان بده.

من : نخیر قانون به شرطی برقرار بود که امتحان برگزار می شد؛ ولی چون من آمدم و شما کنسل کردید؛ قرارداد یک طرفه فسخ شده (چه حقوق دان کانادایی شده ام من....)

اون : برو بینیم بابا ، بذار باد بیاد....

من (زدم به صحرای کربلا) : من دو تا بچه دارم و زنم از سرکارش با بدبختی مرخصی گرفته؛ من با هزار بدبختی تونستم امروز بیام. خیلی بی رحمید که با یه مهاجر تازه وارد این جوری می کنید. خدایا کی به بچه های من رحم میکنه؟؟!!!   

اون : بی خیال بابا؛ چهل دلار که دیگه این حرفا رو نداره....

من (با گریه و زاری) : نه خیر؛ من فقط "حق مو" می خوام !!!!

اون : خیلی خوب بابا؛ بسه کولی بازی.  ولی چک ما به علت بوروکراسی اداری؛ دو سه هفته دیگه به دستت می رسه ها...

من : دو سه سال دیگه هم بیاد مهم نیست. من فقط "حق مو" می خوام !!!!

پ.ن.1 : از آن جا که تمام این دیالوگ به زبان انگلیسی برگزار می شد؛ خودتون حدس بزنین من چی جوری این جملات پیچیده رو می گفتم و قیافه اونا چی جوری شده بود !!!!!!!

پ.ن.2 : "حق" اشاره ای است به داستان های ایرانی هایی که وقتی میان این ور آب تازه یادشون می افته که باید از همه "حقشون" رو بگیرن و داستان های زیادی در این باب در وبلاگ ها نقل شده است.....

خلاصه بعد از این که قرار شد "حق مو" دو سه هفته دیگه بگیرم؛ پروژه کلاس های لوکاس تعطیل شد و رفتم سراغ کلاس های "السا" (ELSA)  که شب ها هم برگزار می شود. من یک هفته بعد از ورود به ونکوور تقاضای امتحان تعیین سطح "السا" را کرده بودم و برای سه هفته بعد بهم وقت دادند؛ یعنی چند روز پیش.

خلاصه این دفعه با عزم جزم رفتم برای امتحان. محل امتحان "دان تاون" بود و من اول بایستی با اتوبوس دریایی خودم رو می رسوندم به "دان تاون" و بعد با مترویی که وسط راه تبدیل به ترن هوایی (Sky-Train) می شد؛ می رسیدم آن جا.

با پیش بینی تمام وقایع حرکت کردم و یک ربع قبل از امتحان رسیدم. داشتم به خوبی و خوشی می رفتم داخل که یهو یارو چینی یه؛ یقه مون کرد که یالله کارت شناسایی عکس دار بده. من هم گفتم آخه پدر بیامرز من تازه واردم؛ تنها کارت شناساییم پاسپورتمه؛ اونم که همیشه دنبال خودم راه نمی اندازم بیارم.

اون هم گفت پس نمی تونی امتحان بدی. من هم دوباره رفتم در قالب "من...اون" و حق طلبی و صحرای کربلا و این حرفا. ولی چینی یه زبون نفهم؛ با یه انگلیسی بدتر از من زیر بار نرفت که نرفت و ""حق مو" نداد.    حالا قراره هفته بعد چهارشنبه 28 اکتبر دوباره برم امتحان بدم. این شد سه مرتبه؛ که تا سه نشه بازی نشه.

(این جا رو با صدای آنونس تبلیغ فیلم های سینمایی بخونید) یعنی شما فکر می کنید من می تونم بالاخره این امتحان را بدم و یا این دور تسلسل می رود تا به ثریا....

فعلاً بای

پ.ن. من تازه پست آینده سبز را دیدم که همین مطلب را نوشته بود؛ ببخشید که تکراری بود.