اول – در کنار خیابان ها صندوق هایی تعبیه شده است شبیه صندوق پست؛ که در آن ها روزنامه ها و مجلات را قرار می دهند. برای روزنامه هایی که رایگان است؛ می توانی به راحتی درب صندوق را باز کنی و یکی برداری؛ ولی بقیه روزنامه ها و مجلات درب شان قفل است و باید سکه ای معادل قیمت آن ها را در جای مخصوص بیاندازی؛ تا درب باز شود و یکی برداری.

برای فروش مجلات و روزنامه ها مانند ایران کیوسک روزنامه فروشی وجود ندارد؛ بلکه فروشگاه هایی هستند که انواع مجلات و روزنامه ها را می فروشند و بر اساس موضوع هم طبقه بندی شده اند. یک بار که به یکی از این فروشگاه ها بروید؛ سرسام می گیرید از این همه مجلات که با موضوعات مختلف وجود دارد.

دوم – برخی از این مطالب را که می گویم؛ سرسری نگیری ها... شاید روزها ذهن من مشغول آن شده است تا بفهمم که چی به چی است و کجا به کجا...حالا تو بیا و به سادگی من بخند..........

تازه این که چیزی نیست؛ چیزهایی هست که هنوز هم نفهمیده ام به چه دردی می خورد؟ مثلاً وقتی می خواهی از خیابان عبور کنی؛ بایستی دکمه ای را که پای چراغ راهنمایی برای عابر پیاده تعبیه شده است را بزنی و وقتی چراغ عابر سبز شد؛ از خیابان عبور کنی.

هنوز فلسفه این دکمه را نفهمیده ام؛ بارها امتحان کردم و نزدمش و باز هم چراغ عابر سبز شد. البته حتماً که فلسفه و حکمتی دارد و دوستان قدیمی حتماً می دانند؛ ولی ما که نفهمیدیم. اگر می دانید؛ بگویید و خانواده ای را از نگرانی برهانید.

سوم – تعداد زیادی مجلات ایرانی در ونکوور چاپ می شود و همگی هم به رایگان توزیع می شود. مانند : شهروند؛ دانستنیها؛ فرهنگ؛ پیام خانواده؛ دانشمند؛ گوناگون و ....... هزینه این مجلات از آگهی های آن تامین می شود که صد البته کم هم نیستند. محل توزیع آن ها در فروشگاه های ایرانی است. با مطالعه این مجلات تقریباً هر هفته از اخبار سیاسی، ورزشی، فرهنگی،اجتماعی و ..... ایران باخبر می شوی. تمام این مجلات هم دارای جدول کلمات متقاطع و سودوکو می باشد. برای چون منی که خوره حل جدول و سودوکو می باشم و از ایران کتابچه جدول آورده ام؛ بسی مایه مسرت و شادمانی است.

البته در برخی فروشگاه ها همین کتابچه های جدول ایران را نیز می فروشند. خلاصه که در نورث ونکوور و لانزدل؛ غربت نمی گیردت و هر روز بیش از پیش متوجه می شوی که چرا لانزدل را لاله زار می خوانند.