و المپیک آغاز می شود......
المپیک 2010 ونکوور با تمام موافقان و مخالفانش آغاز شد. مخالفان برگزاری المپیک، در مسیر حمل مشعل در شهر، با پلاکاردهای شان می ایستادند و شعار می دادند و تا زمانی که به خشونت عملی دست نمی زدند، احدی متعرض ایشان نمی شد !!!!!!
بعد از المپیک تابستانی 1976 مونترال و المپیک زمستانی 1988 کلگری، المپیک زمستانی 2010 ونکوور سومین المپیک کاناداست. حدود 6 میلیارد دلار برای المپیک هزینه شده است و طبیعی است که این هزینه بر دوش مالیات دهندگانِ استان بریتیش کلمبیاست و مهم ترین بحث روز این است که آیا این هزینه ارزشش را داشت یا نه؟؟؟؟؟
برخی کارشناسان معتقدند که این هزینه - که از هزینه پیش بینی شده اولیه هم فراتر رفته - فقط باری است بر دوش مالیات دهندگان و برخی دیگر از کارشناسان معتقدند که المپیک های تابستانی و زمستانی و جام جهانی فوتبال، ویترین و نمایشگاهی است برای معرفی شهر های برگزار کننده و منافع اقتصادی کوتاه مدت و بلند مدت زیادی بر آن مترتب است و به همین دلیل هم است شهر ها و کشورها برای گرفتن میزبانی این مسابقات - با تمام هزینه هایش- سر و دست می شکنند و سال ها در نوبت باقی می مانند.
به اعتقاد شخصی من، این مسئله تمام و کمال بستگی به دیدگاه و عُرضه و فرصت شناسیِ مسئولین شهر یا کشور برگزار کننده دارد. کره جنوبی در سال 1988 المپیک تابستانی سئول را برگزار کرد و بعد از آن با شکوفایی اقتصادی روبرو شد و تبدیل شد به کره جنوبی امروزی و با دیدن تاثیر این پدیده، در سال 2002 هم میزبانی مشترک جام جهانی فوتبال را با ژاپن بر عهده گرفت و طبیعی است که در برگزاری هر دو مراسم، هزینه هنگفتی هم متحمل شد، ولی سال های بعد ده ها برابر آن را به دست آورد.
چین در سال 2008 و در اوج رکود اقتصادی جهان، المپیک تابستانی پکن را با هزینه 40 میلیارد دلار – گران ترین المپیک تاریخ – برگزار کرد و امسال با وجود رکود اقتصادی حاکم بر جهان، چین توانسته رتبه اول صادرات جهان را به خود اختصاص داده و با پیشی گرفتن از ژاپن، به دومین قدرت اقتصادی جهان بعد از ایالات متحده آمریکا تبدیل شود. ولی در مقابل، ما کشوری مانند یونان را هم داریم که المپیک 2004 آتن را با هزینه فراوان برگزار کرد، ولی هنوز نتوانسته کمرش را زیر بدهی های هزینه هنگفت المپیک راست کند و اگر نبود کمک های بین المللی و کمیته المپیک و بانک جهانی و.....امروز به مراتب روزگار بدتری هم داشت.
به همین دلیل است که من فکر می کنم استفاده بهینه از برگزاری المپیک، بستگی به مسئولین مربوطه دارد که می توانند المپیک را به یک سکوی پرتاب اقتصادی تبدیل کنند و یا به چاه وِیلی که مالیات دهندگان بایستی تا مدت ها، تاوان هزینه ها را بپردازند. گفته می شود درآمد های مستقیم و کوتاه مدت المپیک ونکوور به یک میلیارد دلار می رسد و در دراز مدت درآمدهای مستقیم و غیر مستقیم آن به 10 میلیارد دلار می رسد. آینده قضاوت خواهد کرد که ونکوور از این المپیک متضرر می شود و یا منتفع و شاید که مسئولین مربوطه، المپیک زمستانی 2010 را دورخیزی برای میزبانی المپیک تابستانی ببینند. عکس های زیبایی از مراسم افتتاحیه المپیک را در اینجا ببینید.
تکمله : من اگه اینو این جا ننویسم می ترکم. چند روزی ست که فضای غم انگیزی بر اینترنت حاکم شده است. وقتی می بینی دوستانت در ایران به سختی پست جدید آپ می کنند، به سختی کامنت می گذارند، به سختی ایمیل می فرستند و به سختی وارد فیس بوک می شوند، احساس می کنی که هرگز نمی توانی حظ وافر و کافی از اینترنت پر سرعت و بدون س.ا.ن.س.و.رت ببری.
که مرد ار چه بر ساحل است ای رفیق نیاساید و دوستانش غریق
منغص بود عیش آن تندرست که باشد به پهلوی رنجور سست
یکی را به زندان بری دوستان کجا ماندش عیش در بوستان