تعادل كانادايي
شما چه خطي هستيد؟ چپ يا راست؟ فرق چپ و راست در چيست؟ اگر چپ ها وراست ها هر دو به سمت وسط بيايند و يكي شوند، چه مي شود؟
جوان ترها را شايد بتوان گفت در عرصه هنر كمتر گل مي كارند و فيل هوا مي كنند. شايد هم آن قدر گل فراوان زده مي شود و فيل بسيار هوا مي شود كه ديگر هيچ يك چندان فريادي به شوق برنمي انگيزند. ولي در يك چيز من معتقدم كه جوان ها خيلي جلو هستند و آن هم در راستي شان و سلامت نگاهشان به محيط است.
اغلبشان صاف و پوست كنده و صريح؛ نظر مي دهند و كم تر ادعا مي كنند. با پز دادن هم ميانه شان شكر آب است و براي همين بايد جلويشان دست ها را انداخت. به حرفهايشان كه گوش مي دهي، ذهن هاي مشوش را آرام مي بخشند.
از صفات ارزنده اي كه در كانادا مي بيني، يكي همين سادگي و صراحت در كلام است كه بيشتر خود مي نمايد. و از اين نظر كاناداي جوان را بايد ستايش كرد.
از همان ابتداي مهاجرت به كانادا، من چيزي را در اين محيط ديده و مي بينم كه آرامشم مي بخشد. پارانويا را از آدم دور مي كند. بالاخره مي بيني كه مي توانند همه آزادانه حرف برنند و نگران پيامدهاي مستبدانه نباشند.
يكي از دلايلي كه كانادا را خيلي دوست داشتني مي كند، اين است كه گنده گويي ها و ژست هاي روشنفكر نمايانه در اين جامعه سريعاً رنگ مي بازد و عمر كوتاهي دارد.
در اين جامعه كار و كيفيت راحت تر به ارزش تبديل مي شود، و تنبلي و غرور كاذب و نگاه از بالا به پائيني كردن لوس به نظر مي رسد.
كانادا امكان مي دهد همه حرف بزنند. زياد سخت نمي گيرد. دست و دلباز است. و همين به همه انرژي مي دهد كه بيشتر كار كنند و خود را سهيم احساس كنند. من اين را دليل ديگري مي دانم كه طوفان اقتصاد جهاني را كانادايي ها نرم تر از سر رد خواهند كرد.
زنده باد تبادل افكار سالم و صادقانه، به دور باد ژست؛ پز و نگاه هاي عاقل اندر سفيه.
پيروز باد انصاف در رفتار و كردار و اقتصاد و خلاصه در همه چيز.
برقرار باد تعادل كانادايي
منبع : سلام تورنتو