اضافه شدن زبان فارسي به سرويس ترجمه قطارهاي مسافربري تورنتو كانادا

شهري مثل تورنتو، كه درصد بسياري از ساكنينش نسبتاً تازه وارد هستند و شايد به انگليسي تسلط نداشته باشند نياز به سرويس هاي زباني گسترده دارد. يكي از اين سرويس هاي زباني سرويس ترجمه براي كساني است كه انگليسي نمي دانند.

جالب اين جاست كه اين سرويس ها معمولاً به شكلي گسترده وجود دارد اما كسي از آن با خبر نيست. مثلاً آيا مي دانستيد كه اگر بخواهيد از سرويس قطارهاي GO استفاده كنيد مي توانيد به طور مستقيم با اپراتور تلفني تماس بگيريد و سپس به مترجم فارسي (يا بيش از 150 زبان ديگر) وصل شويد؟

خوب حتماً نمي دانستيد؛ چون در سال گذشته مجموع كساني كه از اين سرويس استفاده كرده اند (از تمام زبان ها) تنها 65 نفر بوده اند. به همين خاطر بود كه شركت حمل و نقل  GOروز سه شنبه در جلسه اي از رسانه هاي مختلفِ قومي در تورنتو دعوت كرده بود تا از نزديك با اين سيستم آشنا شوند.

سلام تورنتو تنها رسانه ي فارسي زبان حاضر در اين جلسه بود كه گري مكنيل، مدير كل شركت گو، نيز در آن حاضر بود. مكنيل در بخشي از سخنانش در مورد اهميت اين جلسه گفت: «مي خواهم بر اين واقعيت تاكيد كنم كه جمعيت مهاجر براي ما بسيار مهم است. ما مشخصاً ميزان استفاده ي مهاجرين از سيستم را حساب نمي كنيم اما خود من به عنوان مسافر منظمِ قطارهاي GOمهاجرين بسياري را مي بينم... ما مي خواهيم به اين مهاجرين دست پيدا كنيم و به همين خاطر است كه به سوي شما (رسانه هاي جمعيتي) آمده ايم؛ چون شما صداي جامعه ي خود هستيد».

سرويسِ ترجمه، موضوع اصلي جلسه ي سه شنبه بود و قاعدتاً اين مهم ترين امري است كه شركت گو مي خواهد جوامع مختلف را از آن باخبر كند. آنابلا لگويا، مدير خدمات مشتريان  GO، در مصاحبه با ما مي گويد:«ما دوست داريم جامعه ي ايراني از اين سرويس استفاده كنند و با احساس راحتي بيش تري مسائل و سوال هايشان را مطرح كنند».

در اين جلسه چند تماس آزمايشي با سيستم ترجمه هم انجام شد و اين سيستم جلوي چشم رسانه ها موفق از آب درآمد. مترجم ها، از جمله مترجم فارسي، به موقع سرخط حاضر شدند و كار ترجمه را به خوبي انجام دادند اما حداقل يك نكته ي منفي بزرگ در مورد سيستم موجود است و آن اين كه كار ترجمه توسط شركتي آمريكايي به نام LLE برگزار مي شود و در نتيجه مترجم در كشوري ديگر زندگي مي كند!

اين يكي از عوارض مهم تمام مراكز تلفنيِ رسيدگي به مشتريان است كه به خصوص در موردي مثل حمل و نقل بسيار حياتي است. ايرادهاي اين قضيه در تماسِ آزمايشي (اما زنده و مستقيم) كه خبرنگار سلام تورنتو با سيستم برقرار كرد واضح بود :

اپراتور كه چند هزار كيلومتر آن طرفتر بود قاعدتاً با نام هايي همچون فينچ و دانداس (و حتي نامِ قطارِ GO !! آشنايي نداشت و نمي توانست آن ها را درست منتقل كند. اين در حالي است كه شهر تورنتو قاعدتاً بايد مركز آژانس هاي ترجمه و زبان باشد و در واقعيت نيز همين طور است.

براي مثال آژانس ام.سي.آي.اس MCIS با مترجمين حرفه اي از زبان هاي بسياري قرارداد دارد و بودجه دولتي نيز دريافت مي كند. پس چرا شركت GO از اين ها استفاده نمي كند؟ خانم لگويا در پاسخ به اين سوالِ ما مي گويد: «زماني كه اين سرويس را برقرار كرديم اين همه آژانس در تورنتو موجود نبودند».

از صحبت هاي آقاي مكنيل بر مي آمد كه قضيه فقط سرويس ترجمه نيست و او دوست دارد كلاً جمعيت بيشتري با قطارهاي  GOآشنا شوند و از آن استفاده كنند. هر چه باشد هنوز خيلي ها مي گويند كه مسافرت با ماشين شخصي را براي مسافت هاي دور همچون اوكويل و هميلتون ترجيح مي دهند. اما آيا ترجيح پايه اي منطقي دارد و كار مسافر را راحت تر مي كند؟

ماري پروك، نايب رئيس خدمات مشتريانِ شركت  GO، مخالف است. او در مصاحبه با سلام تورنتو مي گويد: "بهترين دليل براي استفاده از خدماتِ GO راحتي و قابل اعتماد بودن آن است. در بدترين روزها (از نظر آب و هوا) كه جاده ها پر از ترافيك است، قطار GO شما را امن و مطمئن به مركز تورنتو مي آورد و كلي وقت خواهيد داشت كه كتاب بخوانيد، بخوابيد و يا با دوستانتان تلفن صحبت كنيد."

اما آيا استفاده از قطار به معناي ساعت ها معطل شدن نيست؟ خانم پروك مي گويد: "اين از نظر آماري درست نيست. در ماه هاي تابستان عملكرد سرموقع ما بيش از 90 درصد است و در ماه هاي زمستان اين ميزان كمي پايين مي آيد اما هنوز مسافرين را امن و مطمئن به مقصد مي رسانيم اما در مورد ماشين و ترافيك صدق نمي كند".

البته في الحال بسياري اين منطق را پذيرفته اند و هر روز از قطارهاي GO براي رفتن به محل كار خود استفاده مي كنند. در نتيجه ميزان مسافرين قطارهاي GO از موقع افتتاح آن در سال 1967 (كه در آن زمان فقط يك خط روي ساحل درياچه انتاريو بود) هر سال بيشتر شده اند. ونسا توماس، مدير روابط رسانه اي، مي گويد: « ما در حال حاضر هر سال بيش از 55 ميليون مسافر داريم و اين مقدار هر روز اضافه مي شود».

از ونسا مي پرسم كه اگر خودش در هميلتون زندگي مي كرد از ماشين استفاده مي كرد يا از قطارهاي  GO؟ با خنده مي گويد: «حتماً از قطار استفاده مي كردم چون همان مسير از هميلتون، اوكويل يا برلينگتون به تورنتو با قطار بسيار لذتبخش تر است و به آدم امكان راحتي مي دهد».

چگونگي استفاده از سيستم ترجمه ي تلفني:

1-   اين سرويس براي زماني است كه سوالي راجع به خطوط قطارها و اتوبوس هاي GO داريد و مي خواهيد بدانيد چطور از نقطه اي به نقطه ي ديگر برويد. مثلاً چطور از ايستگاه فينچ به شهر ويتبي يا اشاوا برويد.

2-    اول با شماره ي 4168693200 يا 18884386646 تماس بگيريد و تقاضاي زبان فارسي كنيد. مثلاً مي توانيد بگوييد :       Farsi, Please

3-   اپراتور شما را روي خط نگه مي دارد و به طور همزمان با مترجم فارسي تماس مي گيرد و او روي خط مي آيد. در اين هنگام مي توانيد با كمك مترجم هر سوالي كه داريد به فارسي مطرح كنيد و به فارسي پاسخ بگيريد.

منبع : سايت سلام تورنتو 

تعادل كانادايي

شما چه خطي هستيد؟ چپ يا راست؟ فرق چپ و راست در چيست؟ اگر چپ ها وراست ها هر دو به سمت وسط بيايند و يكي شوند، چه مي شود؟

جوان ترها را شايد بتوان گفت در عرصه هنر كمتر گل مي كارند و فيل هوا مي كنند. شايد هم آن قدر گل فراوان زده مي شود و فيل بسيار هوا مي شود كه ديگر هيچ يك چندان فريادي به شوق برنمي انگيزند. ولي در يك چيز من معتقدم كه جوان ها خيلي جلو هستند و آن هم در راستي شان و سلا‌مت نگاهشان به محيط است.

اغلبشان صاف و پوست كنده و صريح؛ نظر مي دهند و كم تر ادعا مي كنند. با پز دادن هم ميانه شان شكر آب است و براي همين بايد جلويشان دست ها را انداخت. به حرفهايشان كه گوش مي دهي، ذهن هاي مشوش را آرام مي بخشند.

از صفات ارزنده اي كه در كانادا مي بيني، يكي همين سادگي و صراحت در كلا‌م است كه بيشتر خود مي نمايد. و از اين نظر كاناداي جوان را بايد ستايش كرد.

از همان ابتداي مهاجرت به كانادا، من چيزي را در اين محيط ديده و مي بينم كه آرامشم مي بخشد. پارانويا را از آدم دور مي كند. بالا‌خره مي بيني كه مي توانند همه آزادانه حرف برنند و نگران پيامدهاي مستبدانه نباشند.

يكي از دلايلي كه كانادا را خيلي دوست داشتني مي كند، اين است كه گنده گويي ها و ژست هاي روشنفكر نمايانه در اين جامعه سريعاً رنگ مي بازد و عمر كوتاهي دارد.
در اين جامعه كار و كيفيت راحت تر به ارزش تبديل مي شود، و تنبلي و غرور كاذب و نگاه از بالا به پائيني كردن لوس به نظر مي رسد.

كانادا امكان مي دهد همه حرف بزنند. زياد سخت نمي گيرد. دست و دلباز است. و همين به همه انرژي مي دهد كه بيشتر كار كنند و خود را سهيم احساس كنند. من اين را دليل ديگري مي دانم كه طوفان اقتصاد جهاني را كانادايي ها نرم تر از سر رد خواهند كرد.
زنده باد تبادل افكار سالم و صادقانه، به دور باد ژست؛ پز و نگاه هاي عاقل اندر سفيه.
پيروز باد انصاف در رفتار و كردار و اقتصاد و خلاصه در همه چيز.

برقرار باد تعادل كانادايي
منبع : سلام تورنتو

سفرنامه ونكوور - 2

در ادامه بحث شيرين سفرنامه هاي ونكووري اين مرتبه به سراغ وبلاگ روزهاي جواني مي رويم و سفرنامه اين جوان دانشجو در ايام كريسمس از ادمونتون به ونكوور :

شهری برای تمام فصول

اینجا ونکوور است ۶ ساعت مانده به شروع سال جدید میلادی!

چند روزی برای تعطیلات کریسمس با یکی از دوستان اومدیم این جا و امشب هم تا ساعاتی دیگه قرار است که بریم بیرون در خیابان های مرکز شهر و ببینیم مردم چطوری لحظه شروع سال جدیدشون رو جشن می گیرند.

گرچه برای ما شروع سال میلادی لحظه خاصی محسوب نمی شه اما خوب، بودن در شادی بقیه هم به هر حال خالی از لطف نیست. اینجا خبری از برف و سرمای ادمونتون نیست و هوا شبیه به زمستان خودمونه حتی کمی ملایم تر.

سفرنامه ونکوور

سفر ۶ روزه ما به شهر ونکوور با موفقیت انجام شد!

شهر ونکوور در غرب کانادا و در پهنه اقیانوس آرام قرار گرفته، شهری ساحلی با آب و هوایی مرطوب و نسبتاً معتدل. البته ساحل شهر ونکوور مستقیماً در اقیانوس قرار نداره بلکه توسط خلیج جورجیا به اقیانوس متصل میشه.

ونکوور به فاصله کمی از مرز کانادا و آمریکا قرار گرفته و فاصله ای حدود ۲۰۰ کیلومتر تا شهر سیاتل مرکز ایالت واشنگتن داره که این فاصله نسبتاً کم موجب رفت و آمد زیاد بین این دو شهر شده. با جمعیتی حدود دو میلیون سومین شهر بزرگ کانادا محسوب میشه.

مطابق برنامه، سفر ما با اتوبوس انجام شد و در مجموع خیلی هم بد نگذشت به هر حال بودن در کنار بقیه مستمندان و چشیدن طعم فقر تجربه خوبی بود. بعد از رسیدن به ایستگاه و ایستادن در صف سوار شدن به اتوبوس، در لحظات آخر متوجه شدیم که باید در یک قسمت دیگه یک برچسب بر روی بارهامون زده بشه. مجبور شدیم جایمون توی صف رو از دست بدیم و تازه بگردیم دنبال محل برچسب زدن! حالا بیا و از این و اون بپرس این برچسب ها دیگه چه صیغه ایه و از کجا باید گرفت؟؟ خلاصه اینکه تا اومدیم این برچسب های کذایی رو بزنیم و برگردیم توی صف دیدیم شدیم نفر آخر.

بعد از سوار شدن در اتویوس دیدیم که ای داد همه صندلی ها پر شده و فقط سه چهار تا صندلی در مشرق و مغرب اتوبوس خالی مونده! ما هم مجبور شدیم موقتاً جدا از همدیگه بشینیم. به هر حال گذشت و یک جایی وسط راه آقای راننده اعلام کرد که یک ساعت و نیم توقف (تاخیر) داریم و بعد همه سوار یک اتوبوس دیگه می شیم.

ما هم با خودمون گفتیم که خوب خیلی هم بد نشد چون ما سعی می کنیم موقع سوار شدن زودتر از همه بیايیم سوار بشیم تا همه کنار هم بشینیم. نزدیک یکساعت و نیم بعد یک اتوبوس دیگه هم آمد و توقف کرد و مسافرها همه قاطی شدند و یک نفر هم پشت بلندگو همش اعلام می کرد که مسافرای کدوم اتوبوس سوار بشن کدوم سوار نشن و ما هم که تو مملکت و شهر غریب نفهمیدیم چی شد که وقتی رفتیم سوار اتوبوسمون بشیم دیدیم عجب، همه از قبل سوار شدن الا ما سه نفر.

نه تنها باز این دفعه هم مجبور شدیم تقریباً جدا بشینیم بلکه بهترین جای اتوبوس یعنی نزدیک در دستشویی نصیبمون شد. از قضا این دستشویی چراغش هم سوخته بود و هر از گاهی مردم، این دوستمون رو که اونجا نشسته بود رو از خواب بیدار می کردند که آقا ببخشید چراغش کجاست؟؟؟ خلاصه تصمیم گرفتیم که لقب گیج ترین مسافران سال رو به خودمون اهدا کنیم.

به هر حال هر طوری بود به مقصد رسیدیم و یکی از همسفرهامون رفت منزل اقوام و من و یکی دیگه از دوستان هسته اصلی مسافرین رو تشکیل دادیم! توی بارون پیاده چند دقیقه ای راه رفتیم تا به هتلمون رسیدیم. هتلمون تقریباً بی ستاره بود و دیدیم که بقیه مسافرا هم مثل ما از قشر ضعیف دانشجو هستند!

البته یکی از نکات قوت محل اسکانمون این بود که اینترنت بی سیم داشت که در نوع خودش کم نظیر و دور از انتظار بود. به عنوان اولین حرکت مثبت رفتیم و هر چه در توان داشتیم در طبق اخلاص گذاشتیم و یک فروند ماشین اجاره کردیم. سوار ماشین شدیم به صورت بسیار با کلاس و برای شروع چرخی در خیابانهای شهر زدیم و بعد از خفت سوار شدن در اتوبوس، ما را چنان شعفی دست داد وصف نا شدنی!!!

من به دلیل داشتن گواهینامه آموزشی کانادا و نداشتن ترجمه گواهینامه ایران از رانندگی معاف شدم و نقش جی پی اس (نقشه خوان) رو به عهده گرفتم.

شهر، بسیار زیبا و زنده بود مخصوصاً این که در نزدیکی سال نو هم قرار داشتیم. تنها اشکال این بود که هوا همیشه ابری بود و گاهی هم بارانی. من شخصاً هوای صاف و آفتابی رو همیشه ترجیح میدم چون هوای ابری همیشه دلگیر کننده است.

به هر حال آب و هوای این شهر تفاوت خیلی زیادی با ادمونتون داره. مثلاً این که در ادمونتون تعداد روزهای آفتابی خیلی بیشتره و هوا تقریباً خشکه از باران هم به جز در اواسط تابستان، زیاد خبری نیست. اما آب و هوای ونکوور خیلی شبیه به شمال خودمون بود، مرطوب و بارانی و تقریباً اکثر مواقع ابری.

یکی از اولین جاهایی که برای دیدن رفتیم مکانی بود به نام Granville Island که البته شبه جزیره بود به جای جزیره ولی خوب یکی از مکان های دیدنی شهر محسوب می شد.

یکی دیگه از جاذبه های این شهر باغ ون دوسن بود که به مناسبت کریسمس، چراغانی شده بود. یک برنامه رقص نور هم همراه با موسیقی اجرا شد که دیدنش بسیار لذت بخش بود و برای لحظاتی همه بازدیدکننده ها رو میخکوب کرد.

در یکی از روزها تصمیم گرفتیم بریم به سمت دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC) ؛ هم برای دیدن یکی از دوستان قدیمی که اونجا درس می خونه و هم برای دیدن خود دانشگاه.

UBC تقریباً در منتهي الیه غربی شهر ونکوور و در ساحل اقیانوس واقع شده و یکی از معتبرترین دانشگاه های کانادا محسوب می شه. برای رسیدن به دانشگاه از مرکز شهر حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه رانندگی لازمه. واقع شدن دانشگاه در کنار ساحل از این نظر جالبه که احتمالاً بر و بچه ها می تونند بین کلاسهاشون یک آبتنی کوتاه هم داشته باشند!

نکته جالب تر از اون این که، این ساحل که اسم اصلیش (wreck b.e.a.c.h) هست جزو معدود مکان هایی در کانادا محسوب می شه که لباس پوشیدن درش اجباری نیست! البته در این جا منظور از لباس حداقل پوشش لازم مطابق قانون برای حضور در ملا عام هستش. به همین دلیل این ساحل به (n.u.d.e.   B.e.a.c.h.) معروف شده و از مظاهر مسلم فرهنگ برهنگی غرب محسوب می شه!

خوشبختانه در این فصل از سال جز ما و مرغان دریایی موجود دیگه ای مشاهده نمی شد! زیاد فرصت برای دیدن جاهای مختلف دانشگاه باقی نمونده بود چون هوا در حال تاریک شدن بود با این حال تا حدی که وقت داشتیم یک گشتی در محوطه دانشگاه زدیم.

مقصد بعدی ما پارک استنلی بود که یکی از جاذبه های اصلی شهر ونکوور به حساب مي یاد. یک پارک جنگلی نسبتاً بزرگ درست در نزدیکی مرکز شهر. بافت داخلی پارک کاملاً دست نخورده و طبیعیه و اطراف اون هم سواحل متعددی وجود داره که زیبایی پارک رو زیادتر می کنه.

برای رسیدن به پارک از روی پلی به اسم lions' gate گذشتیم یک چیزی تو مایه های همون golden gate معروف در آمریکا و در حد وسع کانادا! این پل، ناحیه اصلی ونکوور رو به دو ناحیه ونکوور شمالی و غربی متصل می کنه. ظاهراً در ونکوور شمالی ایرانی های زیادی ساکن هستند و اون جا البته ما تعدادی مغازه های ایرانی هم دیدیم اما کمتر از اون چیزی بود که در تورنتو دیده بودم. و اما در ونکوور غربی گفته می شه که کاخ نشینان ونکوور اون جا هستند و از جمله ایرانی های بسیار متمولی اون جا ساکن هستند که خوشا به احوالشون!!!

و اما در پارک که رسیدیم تقریباً صبح خیلی زود بود و پارک بسیار خلوت. ماشین رو در یک پارکینگ پارک کردیم و پیاده شروع کردیم به قدم زدن و لذت بردن از فضای زیبای پارک. البته قبل از شروع لذت بردن مجبور شدیم قدری پول بدیم برای پارکینگ و البته یکی از مشکلات این بود که هر جا می خواستیم ماشین رو پارک کنیم مجبور بودیم پول بدیم و بدتر از همه این که این همه پول دادیم؛ ولی روز آخر در اثر نفهمیدن مفهوم تابلوها و پارک در قسمت ممنوع ۴۵ دلار جریمه شدیم که البته رقم سنگینی نبود؛ ولی خوب ضد حال بود.

چند ساعتی در پارک در حال قدم زدن بودیم و تا این که نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که با پای پیاده نمی شه این پارک رو تمام کرد. بنابراین به سمت ماشین برگشتیم و بقیه راه رو با ماشین رفتیم تا رسیدیم به آکواریوم! و این خود آکواریومی بود بس زیبا برای آبزی ندیده گانی چون ما!

از انواع جلبک و خرچنگ و ماهی تا دلفین و وال و ستاره دریایی همه به مقادیر فراوان اون جا بود که در مجموع محیط جذابی ایجاد کرده بودند. یکی از قسمت های خیلی جالب نمایش دلفین ها بود که من نه تنها ندیده بودم بلکه اصلاً قبل از این فکر نمی کردم که این قدر این ها باهوش و تعلیم پذیر باشند.

در ادامه سفر به سراغ یکی دیگه از دیدنی های شهر ونکوور رفتیم: برج بندر ونکوور. البته در مقایسه با برج CN در تورنتو تقریباً اصلاً محسوب نمی شد (۱۷۷ متر در مقابل ۵۳۳ متر!) اما خوب به هر حال بلندترین ساختمان شهر بود و می شد از اون بالا منظره کل شهر رو دید. جالب این که بلیط بازدید از این برج یک روز کامل اعتبار داشت برای همین ما هم در طی روز رفتیم بالا و همین طور یک بار در شب.

در بعد از ظهر یکی از روزها هم به سراغ یکی از دوستان رفتیم در دانشگاه سایمون فریزر. برخلاف دانشگاه بریتیش کلمبیا که در غرب شهر قرار داره، دانشگاه سایمون فریزر در منتهی الیه شرقی شهر و روی یک بلندی واقع شده. یکی از نکات جالب توجه در مورد این دانشگاه، معماری بسیار عجیب اون بود که تقریباً شبیه به زندان بود تا دانشگاه!

ساختمان های مشابه و به هم متصل مملو از پنجره های باریک و عیناً مشابه. به دلیل فاصله داشتن از شهر، هم کل منطقه دانشگاه پوشیده از برف بود و هم هوا خیلی سردتر از خود شهر بود. در حالی که ما کلاً هیچ اثری از برف در خود شهر ندیده بودیم.

در یکی از پارک های شهر تابلويي بود مبنی بر این که لطفاً موارد خروجی سگ و گربه هاتون رو جمع بکنید وگرنه بد جریمه می شید! ما هم خدا رو شکر کردیم که نه داشتن سگ و گربه شامل حالمون شده و نه افتخار تمیزکردنش!!

نقطه دیدنی بعدی پل معلق کاپیلانو بود. در کل منظره جالبی داشت و یک هم ترسناک بود چون به محضی که روی پل می رفتیم همش در حال تکون خوردن بود طوری که آدم احساس می کرد هر لحظه پرت می شه ته دره! مخصوصاً این که یک سری بچه شیطون روی پل بودند که با تمام قوا در حال تکون دادن پل بودند؛ ولی خوب ظاهراً زورشون کافی نبود و به خیر گذشت.

یکی از چیزهایی که برام جالب بود این که این جا همیشه سعی می کنند کمترین تغییر رو در محیط های طبیعی ایجاد کنند. گاهی آدم فکر می کنه که بی سلیقه هستند؛ ولی خوب به نظر می ياد سعی می کنند ترکیب طبیعت رو به هم نزنند حتی برای زیباتر شدن.

(جهت اطلاعات بيش تر در اين زمينه به پست معماري شهري ونكوور يا ونكووريسم در همين وبلاگ مراجعه نماييد – پوريا)

عكس ها را درادامه مطلب ببينيد.

ادامه نوشته

کانادا در يك نگاه - 3

خدمات بهداشتی و درمانی

مراقبتهای بهداشتی و درمانی در سطح استاندارد جهانی برای همه

سلامت همه کاناداییها، مسئولیتی است که دولت بسیار جدی با آن برخورد می کند و به تمام شهروندان کمک میکند از طول عمری بالغ بر 80 سال بهرهمند شوند. در واقع، آمار سلامت مربوط به کانادا بسیار بهتر از میانگین جهانی است و نشان میدهد کاناداییها از سالمترین افراد در آمریکای شمالی هستند.

مراقبتهای بهداشتی و درمانی با کیفیت بالا، حق هر فرد است و نه یک امتیاز

کانادا افتخار میکند از اولین کشورهایی بوده است که سیستم همگان مراقبتهای بهداشتی و درمانی دولتی را که مدی کر Medicare نامیده میشود، عرضه نموده است. این مراقبتهای بهداشتی و درمانی تحت حمایت قانون بهداشت و درمان کانادا مصوب سال 1984 قرار دارند که تضمین میکند هر فردی هر زمان به مراقبتهای پزشکی نیاز داشته باشد، بدون هیچ گونه هزینهای به بیمارستانها و کلینیکهای پیشرفته و پزشکان و متخصصان دسترسی خواهد داشت.

طبق این قانون، استانها کارتهای بیمه خدمات درمانی در اختیار تمام ساکنین خود قرار میدهند که به دارنده کارت حق میدهد تقریباً در تمام موارد، مراقبتهای رایگان پزشکی دریافت نماید.

کشورهای کمی وجود دارد که بتوانند برای داشتن این نوع سیستم کیفیت بالای مراقبتهای بهداشتی و درمانی همگانی، به خود ببالند. این سیستم از سلامت جسمی و روانی ساکنین کانادا، بدون توجه به موقعیت مالی آن ها، حمایت میکند.

مسکن و امكانات حمل و نقل

مسکن با هزینه مناسب و حمل و نقل تمیز و راحت

در طول دهه گذشته، سازمان ملل همواره از کانادا به عنوان یکی از بهترین کشورهای جهان برای زندگی نام برده است. این موفقیت تا حدی به این دلیل است که کانادا مجموعه وسیعی از گزینههای قابل انتخاب مسکن با هزینه مناسب را برای شهروندان خود فراهم میکند.

کانادا همچنین سیستم حمل و نقل گسترده ای به شهروندان خود عرضه میکند که تضمینکننده سفرهای ایمن در مسافتهای کوتاه و بلند است.

فضای زیست فراوان برای همه

زندگی در کانادا به راستی ایمن، با هزینه مناسب و سرشار از قابلیتهای بالقوه است. کانادا با افتخار به شش شهر خود که از نظر رقابت هزینهها در میان 10 شهر برتر جهان قرار گرفتهاند گزینههای قابل انتخاب مسکن با قیمت مناسب را عرضه میکند که اکثر آن ها در فاصله نزدیکی با مدارس، فروشگاهها و خدمات اجتماعی قرار دارند.

برای سکونت، حتماً مسکنی را که از هر نظر مناسب شما و خانواده شماست، خواهید یافت. بسته به این که خانه کانادایی جدید خود را خریداری یا اجاره کنید، قیمتها تفاوت چشمگیری دارند. این مسئله به مکان زندگی و نوع مسکن انتخابی شما بستگی دارد:

خانه مستقل یا نیمه مستقل (مثلاً تک واحدی، چندطبقه)

خانه شهری

ملک مشاع

آپارتمان

به خرید فکر میکنید؟ ابتدا قیمتها را مقایسه کنید!

متوسط هزینه مسکن در سراسر کانادا (مراکز شهری)
هزینه خرید به دلار کانادا در تاریخ آوریل سال 2008

دارای مالکیت مشترک

آپارتمان استاندارد

محل مسکن خانه استاندارد 2 طبقه

193.000$

250.000$

سنت جانز، نیوفاندلند

120.000$

185.000$

شارلوت تاون،

126.000$

197.000$

فردریکتون، نیوبرونزویک

179.000$

260.000$

هالیفکس، نووسكوشيا

206.700$

326.400$

مونترال، کبک

314.150$

548.000$

تورنتو، انتاریو

138.100$

242.200$

وینیپگ، مانیتوبا

190.000$

254.000$

رجینا، ساسکاچوان

285.033$

397.700$

کالگری، آلبرتا

335.625$

730.375$

ونکوور، بریتیش کلمبیا

*منبع: برآورد قیمتهای مسکن کانادا، سه ماهه دوم سال 2008، شماره 36 The Royal LePage Survey

 جابجائی درون شهری ایمن و آسان

اکثر شهرهای کانادا دارای حمل و نقل شهری بسیار پیشرفته همچون اتوبوس، تراموای شهری و قطار هستند. برخی از شهرهای بزرگتر، نظیر تورنتو و مونترال دارای مترو هستند که از سیستمهای فوقالعاده لندن یا پاریس الگوبرداری شده است.

اما کانادا روی هم رفته یک جامعه خودرو محور است. به دلیل هزینههای نسبتاً پایین بنزین و خودرو و همچنین زیرساخت جادهای درست نگهداری شده، هرروزه تعداد بیشتری از کاناداییها برای غالب سفرهای روزانه به خودرو اتکا میکنند.

کانادا به عنوان دومین کشور بزرگ جهان دارای زیرسازی هوایی و راهآهن وسیع است که به شما امکان مسافرت در سراسر کشور و یا به اطراف جهان را میدهد. کانادا دارای فرودگاههای بینالمللی بسیاری است که تمام خطوط هوایی اصلی جهان و ازجمله ايرکانادا Air Canada ، از جایگاه آن ها سرویس های خود را به مسافران ارائه میدهند.

مسافرت بین شهری از طریق راهآهن، در داخل کشور توسط ویا ریل VIA Rail  و در سراسر ایالات متحده توسط امستراک Amtrak تأمین میشود.

فرهنگ و تفاوت های فرهنگی

فرهنگ و تنوع فرهنگی: استقبال از تمام مردم جهان

کانادا، یک کشورساخته شده توسط مهاجران است. فرهنگهای مختلف را در آغوش خود جای داده و دارای دو زبان رسمی است. ترکیب گروههایی از ملت های اروپائی، آسیائی و خاورمیانه ای عرصه فرهنگی پویا و پیوسته رو به رشدی پدید آورده است که در نتیجه دستاوردهای نوین بسیاری در زمینه های موسیقی، ادبیات و هنر شکل گرفته است.

میراث فرهنگی غنی

علاوه بر داشتن موزههای فوقالعاده، گروههای رقص، تئاترها و جشنوارههای هنری ممتاز که نشان گر ویژگی بیهمتای هر استان و شهر است، کانادا از شهرت در صحنه بینالمللی نیز برخوردار است.

شهر مونترال زادگاه جشنواره کمدی "فقط برای خنده" ، "جشنواره بینالمللی جاز"و «سیرک دو سولیی» شگفتآور است. این شهر میزبان تنها مسابقه اتومبیلرانی "فرمول یک" در آمریکای شمالی نیز است! در حالی که انتاریو به جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو، باله ملی کانادا و جشنواره استراتفورد کانادا افتخار میکند.

طبیعت

طبیعت گسترده بکر و زیبا

از پستی بلندی های زیبای نیوفاندلند در شرق تا رشته کوههای سر به فلک کشیده راکی در غرب و سرزمین های سرسخت قطب شمال، کانادا الهام بخش نسل های هنرمندان ، شعرا و نویسندگانی است که سعی در تجسم زیبایی طبیعت آن داشتهاند.

کاناداییها با داشتن تقریباً 10 میلیون کیلومتر مربع مناظر دلفریب و همواره متغیر، نیازی ندارند برای تماشای شگفتی ها و شکوه طبیعت راه درازی طی کنند. ساکنان شهر مونترال با 40 دقیقه رانندگی میتوانند خود را در میان کوههای سرسبز لارنشن “Laurentian” بیابند و شهرنشینان ونکوور هم تنها با یک سفر دوساعته با ماشین، در عمق شکوه ویستلر “Whistler” که تفریح گاه اصلی کانادا در رشته کوههای راکی است، غرق شوند.

تفریحهای زمستانی

از زیبایی زمستان لذت ببرید! فعالیت های زمستانی مهیجی که میتوانید در هوای آزاد زمستان کانادا انجام دهید و لذت ببرید! همچون:

اسکی در کوههای راکی در جسپر، آلبرتا،

ماهیگیری از روی یخ در مانیتوبا،

اسکیت بازی در کانال ریدو در اتاوا، انتاریو،

اسکی با کفش برف در پارک مونت رویال در مونترال، کبک،

سواری با سورتمهای که توسط سگها کشیده می شود، در نیوبرونزویک.

سرگرمیهای تابستانی

در شکوفائی بهار و تابستان سرخپوست ها و هوای گرم پاییز، خورشید در کانادا از ماه مه تا سپتامبر میدرخشد. چند نمونه از فعالیتهائی که در هوای معتدل میتوانید از آنها لذت ببرید، از این قرارند:

موج سواری در توفینو، بریتیش کلمبیا

ماهیگیری در کلبههای درجه یک در یوکان

تماشای نمایش کابویها در کالگری استمپید در آلبرتا

اردو زدن در طبیعت بکر و فوقالعاده کبک

قایقرانی در نووسكوشيا

سیستم آموزشی

کانادا: برتری در آموزش

آموزش و پرورش در کانادا بر مبنای یک ساختار استاندارد پایهریزی شده است. کودکان میتوانند تا سن پنج سالگی به کودکستان بروند و پس از آن دوره آمادگی را شروع میکنند که آخرین مرحله پیش از آغاز دوره دبستان است. در کبک والدین همچنین میتوانند کودکان خود را در صورت تمایل در برنامههای ویژهای که هم انگلیسی و هم فرانسه را تدریس میکنند، ثبت نام کنند.

هدف کانادا فراهم ساختن آموزش با استاندارد جهانی برای همه کاناداییهاست. برای دستیابی به این هدف، استانهای کانادا یک سیستم مدارس دولتی با کارآیی عالی ایجاد کردهاند و در کنار آن سیستم فوقالعاده مدارس خصوصی ایجاد شده است که ساختار آن ها بر اساس زبان یا اعتقادات مذهبی است. در نتیجه، کانادا تحصیل کردهترین نیروهای کار در جهان را در اختیار دارد.

دانشگاههای کانادا: تربیتکننده پیشگامان فردا

بودجه دولت کانادا برای آموزش دانشگاهی آن قدر سخاوتمندانه تنظیم می شود و گنجایش دارد که فرصت آموزش عالی را برای همه آن هايی که کانادا را وطن می دانند، تضمين می کند.

بدین معنی که، دانشگاههای کانادا که در سطح بینالمللی شناخته شده هستند، شهریهای دریافت میکنند که برابر با یک دهم شهریه دانشگاه های هم ردیف در ایالات متحده آمریکاست و تقریباً نیمی از جمعیت بالای 15 سال مدرک کالج یا مدرک دانشگاهی دریافت کرده اند.

حتی برای دانشجوی خارجی، تحصیل در دانشگاه های کانادا مقرون به صرفه است. به این دلیل که نسبت به دانشگاههای انگلستان، استرالیا، نیوزلند و ایالات متحده آمریکا شهریههای کمتری پرداخت میکند

تحصیلکرده و بلندپرواز

کانادا در بین پیشگامان جهان در پرداخت سرانه هزینه آموزش عمومی قرار دارد زیرا کیفیت آموزش موجب پدید آوردن فرصتهای اشتغال، ثروت بیشتر و آینده بهتر میشود. در کانادا، سطح بالای آموزش به استاندارد مطلوب زندگی در این کشور و همچنین به فراهم ساختن امکان دست یابی به موفقیت برای دانشجوی مهاجر، کمک بسیار زیادی نموده است.

آمارهای جالب

دانشگاههای کانادا که در سطح بینالمللی شناخته شده هستند، به طور میانگین هر سال بیش از 125.000 مدرک لیسانس، 23.000 مدرک فوق لیسانس و 4.000 مدرک دکترا اعطا میکنند!

سیستم آموزشی کانادا 18 برنده جایزه نوبل را معرفی کرده است که آخرین آن برای جایزه نوبل برای اقتصاد در سال 1999 بود.

زنان در دانشگاهها حضور گستردهای دارند و بیش از نیمی از تمام مدارک اعطا شده به زنان تعلق دارد.

در فهرست 100 دانشگاه برتر جهان که در ماه آگست 2006 توسط مجلۀ نیوزویک Newsweek منتشر گردید، نام سه دانشگاه کانادا در بین 50 دانشگاه برتر به چشم میخورد: دانشگاه بریتیش کلمبیا  British Columbia، دانشگاه مک گیل  McGill (مونترال) و دانشگاه پلی تکنیک cole Polytechnique (مونترال).

در فهرست 25 دانشکده برتر مدیریت در جهان که از سوی مجله تایمز Financial Times در سال 2006 منتشر شد، نام دو دانشگاه کانادا که بهترین دانشکده های کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را دارند، به چشم میخورد: دانشگاه یورک York و دانشگاه وسترن انتاریو  Western Ontario که هر دو در انتاریو قرار دارند.

منبع : سايت دژاردن

کانادا در يك نگاه - 2

رشد و شکوفایی اقتصادى          

اقتصاد کانادا: برتری عملکرد و شکوفایی اقتصادی

اقتصاد کانادا سریع ترین رشد و رقابت برانگیزترین در بین کشورهای گروه 8 است. در واقع، کانادا با بهره مندی از تجارت خارجی قدرتمند، نیروی انسانی فوق ماهر، زیرساختهای با کیفیت بالا و فرصتهای کلان تجاری در ایالات متحده آمریکا و کشورهای خارجی، خوشوقت از گذراندن یکی از طولانیترین دورههای رشد بیوقفه اقتصادی از زمان جنگ جهانی دوم، است.

علاوه بر این، اقتصاد کانادا در طول پنج سال گذشته، رشدی پیوسته و یکنواخت داشته است که موجب حفظ میزان مداوم میزان بیکاری پایین (تقریباً 5/6 درصد)، مازاد بودجههای دولتی قابل توجه، نرخ پایین تورم (تقریباً 4/2 درصد) و افزایش قیمت دلار کانادا شده است.

از ثروتمندترین کشورهای جهان

هم چنان که کانادا به عنوان رقابت برانگیزترین، ازنظر هزینه فعالیت های تجاری، در میان کشورهای گروه 7 شناخته شده است، بخشهای تولیدی و خدماتی (خردهفروشی، گردشگری، بانکداری و آموزش) نیز سهم عمده اقتصاد این کشور را به خود اختصاص دادهاست. کانادا با داشتن منابع فراوان طبیعی، دارای صنایع سالم در بخش بنیادی (جنگلداری، نفت، استخراج معادن) و تولید (خودرو) نیز می باشد.

یک شریک تجاری برتر

کانادا عمدتاً به دلیل موافقتنامه نفتا (NAFTA) که دسترسی این کشور به بیش از 420 میلیون مصرفکننده در سراسر ایالات متحده آمریکا و مکزیک را تسهیل میکند، بزرگ ترین شریک تجاری ایالات متحده است.

علاوه بر این، با ایجاد راه های سریع و کارآمد جادهای، راه آهن، هوایی و دریایی، اکثر مراکز تولیدی در کبک و جنوب غربی انتاریو، نسبت به دیگر مراکز تولیدی آمریکا از دسترسی بیشتری به بازارهای بزرگ آمریکا (نیویورک، بوستون، شیکاگو) برخوردارند.

کانادا با رهبری موتورخانههای اقتصادی مانند تورنتو، مونترال و ونکوور، ارتباط خود با بازار سودآور ایالات متحده آمریکا و جهان را از طریق اعمال نفوذ با موفقیت برقرار میسازد.

حقایقی جالب توجه درباره اقتصاد کانادا:

میزان تورم ملی در طول پنج سال گذشته به طور متوسط فقط 2.2 درصد بوده است.

کانادا تنها کشور گروه 8 است که در سال 2002 و 2003 مازاد بودجه ثبت کرده است.

کاناداییها از سال 1997 شاهد هفت مازاد بودجه متوالی فدرال بودهاند.

کانادا در میان کشورهای گروه 8 از پایینترین هزینه زندگی و استاندارد بالای زندگی برخوردار است.

فرصتهای بازرگانی

سرزمین موقعیت های تجاری

غنا و گستردگی منابع طبیعی کانادا به توسعه اقتصاد ملی این کشور کمک زیادی کردهاند. با این وجود، با افزایش فعالیتهای صنایع مبتنی بر دانش، نوآوریهای مختلف در بخشهای کلیدی تکنولوژی و افزایش شگرف صادرات فناوری پیشرفته، کانادا اکنون فرصتهای بالقوه نامحدودی را در اختیار سرمایهگذاران قرار میدهد.

درصد رشد متوسط سالانه سرمایهگذاری مستقیم خارجی
بر اساس صنعت در سال 2005-1990

در صد رشد متوسط سالانه 2005-1990

صنایع

13.4

محصولات برقی و الکترونیکی

12.0

انرژی

11.3

خردهفروشی و خدمات

10.6

ارتباطات

10.1

بیمه و امورمالی

9.2

تجهیزات حمل و نقل

8.7

مواد غذایی، نوشیدنی و دخانیات

8.5

مواد معدنی فلزی و محصولات فلزی

8.0

تجهیزات و ماشینآلات

8.0

منسوجات و محصولات شیمیایی

6.2

ساخت و ساز و فعالیتهای مربوطه

3.6

صنعت چوب و کاغذ

منبع: آمار کانادا، ماه مه 2006

 آینده ای پرشکوه در کشوری مترقی

اگر در رؤیای شروع یک فعالیت تجاری هستید، این امر در کانادا از هر کشور دیگری از کشورهای گروه 8 آسانتر است. با بیش از 465 میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم خارجی در سال، برنامههای تشویقی و سخاوتمندانه مالیاتی، تحقیق و توسعه به سرعت در حال رشد، کانادا مطلوبترین محیط را برایتان فراهم می سازد تا رؤیای تجارت شما تحقق یابد.

روابط استراتژیک با ایالات متحده آمریکا

با برخورداری از سریع ترین رشد و مورد رقابت ترین عضو گروه8، کانادا از داشتن روابط بینالمللی قوی با اروپا، آسیا و ایالات متحده آمریکا سود میبرد.

گشودن دروازههای بازارهای جهانی

کانادا به دلیل موقعیت استراتژیک خود و امضای موافقتنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی نفتا (NAFTA)، دسترسی به بازارهای ایالات متحده آمریکا و مکزیک را که در مجموع تولید ناخالص داخلی آنها بالغ بر 11.4 تریلیون دلار آمریکاست، برای تجار فراهم میسازد.

شانس برخورداری از موقعیت استراتژیک ساحل غربی، وجود جامعه موفق آسیایی و بندر ونکوور، کانادا دسترسی بینظیری به بازارهای آسیا - اقیانوسیه دارد که نویدبخش قابلیتهای طولانی مدت است.

جامعه خاورمیانهای حاضر در کانادا، هر سال رو به رشد است. برای کمک به تمام شرکتهای کانادایی که در پی معاملات تجاری بینالمللی، از جمله تجارت با بازارهای در حال ظهور در خاورمیانه، هستند.

علاوه بر این، استان کبک که به راحتی در نزدیکی مرز ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است و شهر مونترال با 90 دقیقه رانندگی با ماشین، از شروع بازارهای عمده ایالات متحده آمریکا فاصله دارد. بندرمونترال و دو فرودگاه بینالمللی این شهر نیز تضمین میکنند که انتقال سریع کالاها به بازارهای اروپا امکان پذیر است.

کانادا، نه تنها محیط ایدهال را برای شروع یا سرمایه گذاری در یک فعالیت تجاری جدید فراهم میسازد، بلکه برای کمک به بازرگانان بینالمللی جهت ایجاد روابط قوی با بازارهای عمده جهانی، زیربنا و موقعیت لازم را نیز تأمین میکند.

امنیت و آزادی

سرزمینی که آزادی و امنیت را به شما هدیه می کند

کانادا، تفاوتهای فرهنگی و قومی را به عنوان ضروریتی از ساختار ملی خود به رسمیت میشناسد و با آغوش باز پذیرای مهاجرانی از بیش از 150 کشور است.

کانادا، بین کشورهای گروه 8، در زمینه تأمین فرصتهای برابر برای تمام ساکنین خود، رتبه نخست را دارد. مهاجران به محض ورود، صرف نظر از جنسیت، زبان، نژاد، دین یا اصلیت قومی اشان، از حقوق، امتیازات و آزادیهای یکسان با هر شهروند دیگری در کانادا، برخوردار میشوند.

از شکیباترین کشورهای جهان

احساس امنیت و صمیمیت در کانادا بسیار آسان است، زیرا منشور حقوق و آزادیهای کانادا از آزادی و حقوق برای هر شهروند و یا افراد مقیم دائمی کانادا حمایت میکند.

یکی از ایمنترین نقاط روی زمین

افزون بر این، به دلیل شرایط پایدار سیاسی، میزان پایین جرم و جنایت و وجود سیستم قضایی که برای حمایت از افراد طراحی شده است، کانادا اغلب، یکی از ایمنترین مکانهای جهان برای فعالیت تجاری و سرمایهگذاری به شمار میآید. میتوانید به همراه خانواده خود، انتظار پیوستن به جامعهای آزاد و چندفرهنگی داشته باشید که از نیازها و آزادیهای هر مرد، زن و کودکی حمایت میکند.

 منشور حقوق و آزادیهای کانادا از آزادیهای مشروح در زیر، حمایت از آزادی هر انسان میکند :

آزادی بیان،

حق داشتن حکومت دموکراسی، 

 حق زندگی و کار در هر نقطه ای از کانادا،

حقوق قضایی متهمین به جرم و جنایت،

حق برابری، از جمله برابری مرد و زن،

حق استفاده از هر یک از زبانهای رسمی کانادا،  

حق گروههای اقلیت فرانسوی و انگلیسی زبان برای آموزش به زبان خود، 

حفاظت از میراث چندفرهنگی کانادا. 

کانادا در يك نگاه - 1

کانادا سرزمین فرصت های نامحدود

کانادا دربین کشورهای گروه 8، همواره بهترین کشور برای زندگی شناخته شده است و بهترین استانداردهای زندگی را دراختیار مردم قرار می دهد. کانادا کشوری بردبار و پیشرفته است و فرصتهای قراوانی را برای سرمایهگذاری و آموزش در اختیار شما به عنوان یک مهاجر قرار میدهد.

فرصتهای نامحدود سرمایهگذاری

موقعیت استراتژیکی قرارگرفتن در شمال ایالات متحده آمریکا، مهم ترین شریک تجاری کانادا و برخوردار بودن از اقتصادی قدرتمند و پیوسته درحال رشد.

کانادا که تنها کشور درمیان اعضای گروه 8 است که هفت سال متوالی مازاد بودجه داشته است، شاهدی بر این ادعاست که علاوه براین که کانادا یک کشور صنعتی پیشرو است؛ در بسیاری از صنایع فناوری، هوافضا، ارتباطات بی سیم، فناوری زیست پزشکی و تحقیقات داروئی از پیشگامان جهان است.

فرصتهای آموزشی بیشمار

این کشور گسترده و دیگرگون برای بیش از 200.000 مهاجری که سالانه به این سرزمین وارد میشوند، آزادیهای بینظیری را فراهم میسازد. کانادا علاوه بر فراهم نمودن زندگی با استاندارد بالاتر از بیش تر شهرهای پیشرفته دنیا، آزادیها و حقوق جهان شمول، امنیت بالا و دانشگاههای شناخته شده در سطح جهان را در اختیار شما و خانواده شما قرار میدهد.

پیشگام در سطح جهان

کانادا ثروتی سرشار از منابع در اختیار دارد که اقتصاد قدرتمند آن را برای نسل های آتی تضمین می کند. علاوه بر داشتن شنهای نفتی با ذخایری که پس از عربستان در مقام دوم قرار دارد، صاحب 10 درصد جنگلها و 20 درصد آب شیرین جهان نیز است و قادر به مهار این منابع بزرگ بوده، که اکنون در مقام سومین کشور تولیدکننده الماس و اولین تولیدکننده نیروی هیدروالکتریک در سطح جهان قراردارد.

تجارت کانادا جهانی میشود

رشد بلند مدت اقتصاد کانادا، به دلیل تجارت سودآور مداوم که حاصل موافقتنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی نفتا (NAFTA) می باشد، پابرجا مانده است. روابط پایدار کانادا با ایالات متحده آمریکا، که تاکنون بزرگ ترین شریک تجاری كانادا با 7.1 میلیارد دلار تجارت در روز بوده است، همچنین روابط تاریخی قوی با اروپا، خاورمیانه و آسیا و عضویت در انجمن همکاری اقتصادی آسیا - اقیانوسیه (APEC)، دروازههای فرصتهای بیشمار را به روی مهاجران گشوده است.

روابط قوی بینالمللی جهت شکوفایی اقتصادی... و صلح

افزون بر جنبه تجاری، کانادا عضو برجسته سازمان ملل متحد نیز است. موقعیت چند فرهنگی و دو زبانه بودن این کشور، الگویی را برای همه اعضای این تشکل جهانی فراهم میکند. علاوه بر این، کانادا در طول 60 سال گذشته از حل و فصل معضلات جهانی، از طریق همکاری با کشورهای دیگر، شدیداً حمایت کرده است.

بهترین نمونه این کار ارزشمند، پیشنهاد کانادا در سال1956 مبنی بر حفظ صلح و امنیت در سراسر جهان توسط نیروهای حافظ صلح است. برجسته بودن در صحنه و شهرت کانادا به شهروند خوب جهان به همراه اقتصادی پایدار و تجارت قدرتمند، به افزایش سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کانادا به 465 میلیون دلار در سال 2005 کمک کرده است.

علاوه بر این، کانادا مفتخر به پیشگام بودن در صنایع پیشرفته علمی، نظیر فناوری هوافضا، ارتباطات بیسیم و تحقیقات در زمینه پزشکی، داروسازی و ژنتیک می باشد. همچنین، کانادا با برخورداری از تحصیل کردهترین نیروی کار در جهان، تولید کننده مجموعه ای وسیع از محصولات ابتکاری که شیوه زندگی ما را تغییر می دهند، می باشد.

بریتیش کلمبیا : جواهر اقیانوس آرام

مرکز : ویکتوریا با جمعیت 311.902

جمعیت : 4،141،272 (4/12 %) از مجموع کانادا

مساحت : 944،735 کیلومتر مربع (قابل مقایسه با ونزوئلا)

جغرافیا: فلات جزیره کوهستانی با جنگلها و یخچالهای گسترده، خط ساحلی غرب اقیانوس آرام با جزیرههای متعدد پوشیده از جنگل.

آب و هوا: میانگین حداکثر دما در تابستان 23.1 درجه سانتیگراد،  و در زمستان به 5.9- سانتیگراد زیر صفر می رسد.

اقتصاد: جنگل داری، نیروی برق-آبی (هیدروالکتریک)، تولیدات کارخانه ای، خدمات، گردشگری.

بریتیش کلمبیا با فرهنگی پرجنب و جوش، تجارت پررونق و مناظر خیره کننده، ابزار و نیروی لازم جهت پیشبرد اقتصاد کانادا را در اختیار دارد.

اقتصاد این استان که زمانی متکی بر منابع جنگلداری، ماهیگیری و کشاورزی بود، اکنون به سرعت در حال گسترش فعالیت در بخشهای پراهمیت کلیدی است که در آینده رشد زیادی خواهند داشت، مانند بیوتکنولوژی، گردشگری و تولید فیلم و برنامههای تلویزیونی. در واقع، ونکوور پس از لس آنجلس و نیویورک، سومین مرکز بزرگ تولید فیلم برای تولیدکنندگان ایالات متحده آمریکا در آمریکای شمالی است!

بریتیش کلمبیا با داشتن دومین جامعه بزرگ چینی آمریکای شمالی در ونکوور، توانسته است روابط منحصر به فردی با بازارها و ساکنین سرزمینهای کرانه اقیانوس آرام، برقرار کند.

ونکوور: دروازه ای به آسیا

سومین مرکز بزرگ تجاری بعد از مونترآل و تورنتو، ونکوور است. ونکوور شهری است پرجنب و جوش با توسعه اقتصادی تحسین برانگیز. این وسیع ترین شهر واقع در غرب رشته کوههای راکی، در سال 2010 میزبان بیست و یکمین دوره بازیهای المپیک زمستانی خواهد بود.

موقعیت ساحلی ونکوور که در انتهای غربی مسیرهای راهآهن قاره پیمای کانادا قرار گرفته است، این شهر را به یکی از بزرگ ترین مراکز صنعتی کشور تبدیل کرده است. بندر ونکوور که بزرگ ترین و متنوعترین بندر كانادا است، میتواند خدمات خود را به بازارهای آمریکای شمالی و سرزمینهای کرانه اقیانوس آرام برساند.

ونکوور مرکز اصلی صنایع جنگل داری و معادن بریتیش کلمبیاست، اما این شهر مرکز صنایع دیگری كه بیشتر مبتنی بر دانش هستند، مانند نرمافزار و بیوتکنولوژی نیز هست.

چهارراه فرهنگ های متعدد

از سال 1971 تاکنون، این مرکز پویای اقیانوس آرام تقریباً به دو برابر افزایش یافته است و پیوسته در میان بهترین پنج شهر قابل سکونت جهان قرار داشته است. ونکوور که از موهبت زیبایی طبیعی پارک استنلی سود میبرد، در فاصله کوتاهی با ویسلر که محل اصلی ورزش اسکی در رشته کوههای راکی است و مراکز عالی ساحلی مانند توفینو برترین مرکز موجسواری در کانادا، فاصله کمی دارد.

ونکوور شهر برگزیده بسیاری از مهاجران آسیایی است که در جستجوی بهترین مراکز آموزش عالی هستند. دانشگاه بریتیش کلمبیا، دانشگاه سایمون فریزر و مؤسسه هنر و طراحی امیلی کار، فقط چند مؤسسه از مؤسسات با کیفیت بالای آموزشی در ونکوور هستند که آموزش های عالی دانشگاهی را به ویژه در زمینههای هنر، علوم و فناوری ترویج میکنند.

انتاریو : نیروی محرکة اقتصاد کانادا

زندگی در ایالت آنتاریو آمیزه ای است از شکوفايی اقتصادی، امکانات آموزشی بی نظیر، سیستم گسترده مراقبت های بهداشتی و درمانی به علاوه میزان پائین جرم و جنایت، و سطح استاندارد بالای زندگی.

 چنانچه شهربزرگ تورنتو و یا حومه آن را جهت زندگی انتخاب کنید، با وجود کارخانجات صنایع سنگین و تولید خودرو، خدمات، هنر و حتی کشاورزی، از لذت مهاجرت به کانادا با رشد بسیار بالای آن بهره خواهید برد. جای تعجب نیست که 10در صد از تمام صادرات کانادا از انتاریو است.

تورنتو: مرکز اقتصاد کانادا

واقعیت این است که در مقایسه با شهرهای دیگر، دفتر مرکزی بیشتر شرکتهای کانادایی در تورنتو قرار دارد و همچنین بازار بورس تورنتو، این شهر را به مرکز مالی و بانکداری در کانادا تبدیل کرده است. عملاً تمام بخشهای اقتصاد، از هوا فضائی تا کارخانجات تولیدی، در تورنتو حضور دارند که زمینه ای بسیار مساعد برای موفقیت و رشد بازرگانی این ایالت ایجاد کرده اند.

فراوانی منابع طبیعی و راههای ارتباطی عالی به ایالات متحده آمریکا و گریت لیکس (Grate Lakes)، تولیدات کارخانه ای را به صنعت شماره یک در انتاریو تبدیل کرده است. تولیدکنندگان انتاریو که در مرکز ناحیه نعل طلایی، بزرگ ترین منطقه صنعتی کانادا قرار گرفتهاند، صنایعی چون خودرو، آهن، فولاد، کاغذ و نیروی هیدرو الکتریک (برقآبی) تولید میکنند.

غنائی از جوامع فرهنگی

تورنتو از نظر وسعت با بسیاری از شهرهای بزرگ آمریکا قابل مقایسه و شهری است که همچنان میتوانید با آسودگی و بی خطر زندگی کنید. تورنتو که به داشتن محلههائی با صمیمیت قومی مشهور است، یکی از انتخابهای محبوب بسیاری از مهاجران جدید نیز به شمار میرود، زیرا در این شهر مؤسسههای آموزشی مشهور بسیار زیادی وجود دارد، از جمله دانشگاه پلیتکنیک ریرسون (Ryerson Polytechnic)، مدرسه عالی سلطنتی موسیقی( the Royal Conservatory of Music) و دانشگاه تورنتو که بر اساس آراء، همیشه در بین دانشگاههای برتر دنیاست.

اهالی تورنتو ، تعداد زیادی موزه، نگارخانه، تئاتر، سینما و سالن موسیقی برای تفریح در اطرافشان دارند که محل هنرنمایی هنرمندان بزرگ از سراسر دنیاست. تنها نبض اقتصاد کانادا نیست که در این شهر میتپد، بلکه این شهر در قلب جامعه چندفرهنگی کانادا نیز قرار گرفته است!

حدود 26در صد از جمعیت ساکن انتاریو، شهروندانی متولد خارج از کشور کانادا می باشند و بیشتر از اروپا، خاورمیانه و آسیا هستند. انتاریو استانی است شکیبا و مهماننواز که در زمانی اندک آن جا را خانه خود خواهید دانست.

کبک : جذابیت عصر قدیم، فعالیت های تجاری مدرن

بزرگ ترین ایالت کانادا، جذابیت اروپائی را با اشتیاق به نوآوری درهم آمیخته و موجب خلق دست آوردهای جدید در اقتصاد دیجیتال شده است.

 کبک به دلیل داشتن مرز مشترک با چهار ایالت ایالات متحده آمریکا، کاملاً با اقتصاد آمریکای شمالی یک پارچه شده است. کبک و به ویژه مونترال، که محل فعالیت شرکتهای پیشرو در زمینه هوافضا، بیوتکنولوژی و صنایع داروسازی هستند، زمینه ای مساعد برای مهاجرين فراهم میکنند.

مرکز تجارت و فرهنگ

مونترال نقش موتوری را ایفا میکند که رشد اقتصادی در حال تکامل استان کبک را به پیش میراند. زیربنای فوق پیشرفته مونترال، امکان دسترسی آسان به اغلب مراکز تجاری اصلی آمریکای شمالی، از جمله تورنتو، نیویورک و سراسر شمال شرق ایالات متحده آمریکا را فراهم میسازد.

با وجود جامعه ای فعال فرهنگی و داشتن پایینترین هزینههای زندگی در بین کشورهای صنعتی غربی، جای شگفتی نیست که معمولاً هرکس به مونترال می آید؛ مقیم می شود! ایمنی و امنیت همسایگان به معروفیت استاندارد بالای زندگی در این شهر، کمک میکند.

مونترال به عنوان مرکز جهانی و شهر چند فرهنگی کبک، دارای شب زنده داری های پرهیجانی است و به خلاقیت های بینظیر خود میبالد. مونترال علاوه بر اینکه محل استقرار سیرک دوسولی(Cirque du Soleil)  است، مجموعهای از جشنوارههای بینالمللی، مانند جشنواره بینالمللی جاز و جشنواره کمدی «فقط برای خنده» و تنها مسابقه اتومبیلرانی گراند پری (Grand Prix) فرمول یک کانادا را برگزار میکند. مونترآلی ها مردمی تاجرپیشه و حرفهای هستند، اما در عين حال می دانند چگونه از زندگی بیش ترین بهره را نیز ببرند!

توانايی های بینظیر برای تجارت

با فراهم بودن انگیزه های سخاوتمندانه همچون معافیت مالیاتی برای پروژه های تحقیق و توسعه، معافیت مالیاتی پنج ساله برای پروژههای تأیید شده و نیروی برق ارزان، شرایط تجاری کبک مشوق سرمایه گذاری های خارجی برای شرکت های جدید است.

بازرگانی که یک فعالیت تجاری را در مونترال آغاز کند مي تواند از امتیاز پايین ترین هزینه های عملیاتی و از نیروی کار تحصیل کرده با بالاترین درصد توانائی تکلم به سه زبان را در این قاره بهره ببرد.

دانشگاههای برتر درمیان رتبه های جهانی

محیطی فوق العاده برای زندگی به ویژه برای خانوادههايی که دارای فرزندانی در مدرسه هستند. جامعه کبک برای آموزش؛ سرمایهگذاری هنگفتی میکند و در نتیجه هزینههای ثبتنام در این استان از کمترین هزینههای تحصیل در این قاره است.

درمونترال به تنهايی چهار دانشگاه بزرگ در تمام رشتههای تحصیلی به ویژه رشتههای فناوری، بازرگانی و پزشکی، دانشآموخته تربیت میکنند. کیفیت ممتاز این مؤسسات آموزشی دانشجویان را به خود جلب کرده است. مونترال بیشترین تعداد سرانه دانشجویان (17.4) را در سراسر آمریکای شمالی دارد.

پزشكان و مهندسان مهاجر در كانادا

مطلب زير از سايت ماهنامه اعتبار  استخراج شده است كه به نظر مي رسد براي مهاجران جوياي كار جالب باشد.

در بسیاری از كشورها سیاست هاي مهاجرپذیری بر پذیرفتن مهاجرانی تأكید می‌كند كه دارای تحصیلات و توانایی‌های فنی بالایی باشند. با این حال مهاجران یاد شده پس از ورود به كشورهای مقصد غالباً به دشواری‌هایی در جذب بازار كار و در حوزه تخصص خویش برمی‌خورند.

دشواری‌هایی كه ریشه در بسیاری از داده‌های اجتماعی دارد: مهاجران بازار كار؛ كشور مهاجرپذیر و خصوصیات آن را نمی‌شناسند، كس و یا كسانی را نمی‌شناسند كه در این راه یاور آن ها باشند كه بتوانند نخستین تجربه كاری خویش را به انجام برسانند و این كه در حوزه‌هایی چون حقوق، مهندسی و پزشكی، افزون بر شناساندن مدارك تحصیلی و تجربیات كاری خویش در دوران پیش از مهاجرت، می‌بایست تأیید رسمی صنف مورد نظر را نیز بدست آورند كه این آخری خود گره‌گاهی است سخت. چرا كه میان سیاست‌های دولت در جذب مهاجران تحصیل كرده و متخصص و سیاست اصناف (Ordres) در گزینش این نیروها الزاماً هماهنگی‌ وجود ندارد.

در آنچه در پی می‌آید، با تكیه بر آمار دولتی سال 2001 به مسائل دو گروه از این متخصصین يعني پزشكان و مهندسان می‌پردازیم.

پزشكان

مهاجرانی كه تحصیلات پزشكی خود را در خارج از كانادا به‌انجام رسانده‌اند باید مراحل گوناگونی را برای آغاز كار در حوزه خود از سر بگذرانند.

گام نخست، آزمون شناخت پزشكی پایه است كه شورای پزشكی كانادا (Conseil médical du Canada - EECMC) آن را برگزار می‌كند و سطح علمی آزمون هم همان سطح آزمون‌های كانادایی است. در این آزمون تنها پزشكانی می‌توانند شركت كنند كه نامشان قبلاً در لیست سازمان جهانی بهداشت (Organisation mondiale de la santé) و یا سازمان جهانی آموزش پزشكی (International Medical Education Directory) باشد.

با این‌حال موفقیت در گذراندن آزمون EECMC الزاماً پروانه آغاز كار برای پزشك مهاجر نیست. در بیشتر این استان‌ها این پزشكان باید 2 سال برای پزشكی عمومی و 4 تا 5 سال برای پزشكی تخصصی در یكی از دانشگاه‌های كانادایی درس بخوانند. پس از آن می‌ماند آزمون كالج پزشكان خانواده (Collège des medecins de Famille du Canada)یا كالج سلطنتی پزشكی و جراحی كانادا (College des medicins de Famille du Canada) كه بنا به سنجه‌های خویش از میان این پزشكان كسانی را بر‌می گزینند.

شمار پزشكان مهاجر گزیده شده بسیار اندك می‌باشد. نگاهی به آمار سال 2001 در این زمینه بیاندازیم:

 - شمار پزشكان مهاجر در كانادا به 5400 نفر می‌رسیده كه این شمار 16 درصد كل پزشكان كانادا بوده است.

- سن پزشكان مهاجر در كانادا میان 32 تا 54 سال بوده است و میانگین سن این پزشكان از میانگین سن پزشكانی كه در كانادا تحصیل كرده‌اند 2.5 سال بیشتر بوده است.

- 50 درصد این پزشكان به اقلیت‌های قومی (Minorités visibles) تعلق داشته‌اند كه این شمار 15 برابر پزشكانی است كه در كانادا متولد شده‌اند.

- یك سوم این پزشكان زاده قاره‌ی آسیایند و یك چهارم آن در قاره آفریقا به دنیا آمده‌اند.

- 90 درصد متولدین كانادا كه رشته‌ تحصیلی‌شان پزشكی بوده‌است به كار در این رشته مشغول بوده‌اند و 33 درصد پزشكان مهاجر به كاری غیر از رشته‌های مربوط به پزشكی اشتغال داشته‌اند.

پزشكان مهاجر از ملیت‌‌ها و فرهنگ‌های مختلفی می‌آیند. این سنجه‌هایی است كه در كنار دیگر سنجه‌ها، آشكار و پنهان می‌توانند روند كاری ایشان را تحت تأثیر بگیرند.برای نمونه پزشكان مهاجری كه در یكی از سرزمین‌های اروپاي غربی و یا انگلیسی‌زبان (آمریكا-بریتانیا و اروپای غربی) به دنیا آمده‌اند شانس بیشتری برای ورود به صنف پزشكان را دارند تا دیگر مهاجران.

شرایط عمومی و سیاسی حاكم بر جهان نیز در این راستا تأثیر خود را می‌گذارد. می‌دانیم كه پزشكان مهاجر شرایط مساعدتری را در سال‌های پیش از 1990 برای ورود به بازار كار داشته‌اند تا پزشكان مهاجر امروزی. مثلاً در آمارهای موجود می‌بینیم كه در سال‌های1980  درصد موفقیت پزشكان مهاجر و پزشكان كانادایی برای ورود به بازار كار به ترتیب 92 و 95 درصد بوده است.

 مهندسان

اهمیتی كه جذب مهندسان برای كانادا ‌دارد در آمارها به ‌خوبی دیده می‌شود. در سال 2001 شمار مهندسان مهاجر به 34100 نفر می‌رسد. این مهاجران یك چهارم كل مهندسان كانادا را تشكیل می‌دهند.

برای به دست آوردن پروانه مهندسی و آغاز كار، مهندسان مهاجر می‌باید تقاضای خود را به سازمان ایالتی مهندسان بدهند و هزینه‌های آن را پرداخت كنند. مراحل بعدی گذراندن آزمون فنی است ومدارك مربوط به 4 سال تجربه در زمینه كاری، یك سال از این چهار سال باید در كانادا انجام پذیرفته باشد و تأییدیه‌هایی هم از دیگر مهندسان كانادا داشته باشد. نبود هماهنگی میان سیاست‌های دولت در جذب این مهاجرین و سازمان‌های صنفی كه قرار است این مهندسان را وارد بازار كار كند این‌جا هم دیده می‌شود. نگاهی به آماری در این زمینه بیاندازیم:

 - سن میانگین مهندسان مهاجر از همتاهای كانادایی‌شان اندكی بیشتر است (44.5 سال).

- یك پنجم این مهاجران را زن‌ها تشكیل می‌دهند و این حضور زنان 2 برابر شمار زنان مهندسان زاده كاناداست.

 - شهرهای ونكوور، تورنتو و مونترال دو سوم مهندسان مهاجر را در خود گرد آورده است.

- مهندسان آسیایی 50 درصد این گروه از مهاجران و مهندسان اروپای شرقی 25 درصد این گروه را تشكیل می‌دهند.

- مهندسان مهاجر از مهندسانی كه زاده كانادایند تحصیلات بالاتری دارند.

- دربرابر 26 درصد مهندسان مهاجر كه درحوزه‌های كار خویش به كار مشغولند، 41 درصد مهندسان كانادا در این حوزه فعالیت دارند.

- شرایط عمومی و سیاسی و دوره‌های مختلف نیز در این مورد تأثیر گذارند. شانس یافتن كاری در حوزه تخصص یك مهندس در سال‌های پیش از 1980 حدود 47 درصد، در سال 1980، 37 درصد و در سال‌های 1990 حدود 31درصد بوده‌ است.

نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه هم برای پزشكان و هم برای مهندسان مهاجر شانس كمتری برای كاركردن در حوزه‌ تخصص‌شان وجود دارد تا برای متولدین سرزمین كانادا. در میان این گروه از مهاجران، متولدین آسیای شرقی و آسیای جنوب شرقی كمتر امكان می‌یابند كه كاری بیابند و در دیگر سو متولدین اروپایی (بجز اروپای شرقی) بالاترین امكان را دارند كه تمامی مراحل دشوار ورود به بازار كار را پشت سر بگذارند.

 *این مطلب خلاصه پژوهشی است كه مونیكا بوید (Monica Boyd) و گرانت شلنبرگ (Grant Schellenberg) در مجموعه «گرایش‌های اجتماعی در كانادا» در سال 2007 در كاتالوگ شماره 008-11 به نام Réagrement et Professions des Médicins et ingénieurs immigrants   به چاپ رسانده است.       

ترجمه و تلخیص: دكترمحسن حافظیان                        Dr. Mohsen Hafezian, PhD

معرفي كتاب - 3

زماني وبلاگ خوبي به نام "بررسی مسائل و ارائه راه حل برای مهاجران تورنتو – کانادا" وجود داشت كه مطالب مفيدي در باب مهاجرت مي نوشت؛ ولي متاسفانه از سال 1384 ديگر ادامه نداد.

مطالب مفيد اين سايت يك جا در يك فايل جمع شده است و از آدرس زير قابل دانلود است.

از اينجا دانلود كنيد.

حجم دانلود : 570 KB

اين هم آمار ايرانيان مقيم كانادا در سال 2006 كه در قالب يك تحقيق دكترا ارايه شده است.

از اينجا دانلود كنيد.

حجم دانلود : 306 KB

شعرهاي ونكووري – 2

در اين پست چند شعر ونكووري ديگر را برايتان قرار مي دهم :

دوستي سروده است :

از بهبهان تا ونكوور
چند ساعت است؟
لاستيك دوچرخه ام تركيده!
پاي پياده نمي شود رفت؟

"حسين ظهرابي" عزيز ساكن ونكوور نيست؛ ولي در فراق دخترش نيلوفر كه در ونكوور است دو شعر زير را سروده است :

كي مي رسي مسافر بانوي شعر من؟
از ونكوور - ترانه ي آن سوي شعر من -

انگشت دست هاي دلم مي شمارد ات
تا چند مي رسي تو گلم! - جادوي شعر من -

يك در ميان نوشته شو اعجوبه! لااقل
داري چكار مي كني هم توي شعر من؟!!

هي! اين طرف نيا! نرو آن سمت! با تو ام
جان حسين! قافيه ها را به هم نريز

نه! مثل اينكه .../ خط نزن آن عاشقانه را
دختر! چكار كردي تو با شكل اين غزل؟

باشد! بمان دوباره خودم مي نويسم ات
نه!! آن طرف بايست ... اول! شروع كنم:

كي مي رسي مسافر بانوي شعر من؟

 ****************************************

 آلوده ام به حجم غزل های ... ها! خودت
من شوق می کنم به خدا شوق: با خودت

نیلوفری شو! عاشق چشمانتم، خودم
شعرم تمام می شود از گریه تا خودت

تا ونکوور گلم! دو، سه قرن است فاصله
پایم نمی رسد که بیایم، بیا خودت

امشب نمی رود به سرم، خواب ـ تا سحر
با خواب های نقره ای بی شما ـ خودت ـ

هی گریه می کنم که صدایم .../ کسی که نیست
من خاکی ام، صمیمی و .../ پر ادعا خودت

ظالم شدی تو هم به حسین؟ ـ عاشقت ـ غزل!
نه! باورم نمی شود اصلاً. چرا خودت

تا پاره می شود ـ مچاله: غزل پاره های من،
با چشم های ساکت و بی اعتنا ـ خودت،

سر می خورد دلم ته آن دره، تا سقوط.
پیدا نمی شوی تو ولی تا کجا؟ ـ خودت ـ

من زنگ می خورم به تو هر شعر با: الو! ...
با دوربرد معجزه ی آن صدا خودت

سرریز شد دوباره غزل با هجوم تو
یا من بریزم ات به خودم بوسه یا خودت

پري دريايي ونكوور

يكي بود و يكي نبود؛ روزي روزگاري در ونكوور؛ پري دريايي كوچكي با همسر و دخترش زندگي مي كرد كه وبلاگ جالبي به نام پري دريايي داشت و مطالب جالبي درباره شهر ونكوور و تجربياتش مي نوشت، ولي الان حدود 8 ماه است كه ديگر نمي نويسد!! چرايش را نمي دانم و به گواه كامنت هايش هيچ كس ديگر هم نمي داند. اميدوارم هر كجا هست با همسر و دخترش روزگار را به خوبي بگذراند.

به هر حال منتخبي از مطالب وبلاگش در مورد شهر ونكوور؛ خريد منزل در ونكوور و خريد اتومبيل در ونكوور را در ادامه برايتان قرار مي دهيم. فقط دوستان عزيز توجه داشته باشند كه اين مطالب در سال هاي 2007 و 2008 نوشته شده است و برخي مطالب به خصوص در مورد قيمت ها با وضعيت فعلي ونكوور متفاوت است.

شهر ونكوور

این شهر سرسبز و زیبای ونکوور که سال پیش سومین؛ بهترین شهر جهان برای زندگی انتخاب شده ، گذشته از این که جزو گرونترین شهرهای کاناداست (از قیمت بنزین و مواد غذائی و خونه گرفته تا همه چیز دیگه)؛ اما هوای واقعاً معتدلی داره و چهار فصل سال سر سبزه. به غیر از سال پیش که یک عالمه برف داشتیم، معمولاً یک سانت درسال بیشتر برف نداره. البته تا دلتون بخواد بارون داره که اونم من عاشقشم.

خیلی از کانادايی ها آرزو دارن که دوران بازنشستگی خودشون رو این جا بگذرونن. هر وقت که برین بیرون، اون قدر آدمای درحال ورزش یا درحال خوشگذرونی می بینین که انگار ملت این جا کار نمی کنن و خیلیا همش درحال تفریح هستن.

این جا مکان هایی درست کردن به اسم اسپا. کارشون هم ماساژ و تقویت مو و پوست و مانیکور و پدیکور و این جور چیزاست. حتی موقع کادو دادن می شه یه لیموزین هم برای رفت و آمد کرایه کرد و کلی به طرف حال داد؛ اونم با ش.ا.م.پ.ا.ی.ن.

اونایی که با پول زیاد میان کانادا، معمولاً میان ونكوور. البته اوضاع کاریابی اصلاً به خوبی جاهای دیگه کانادا نیست. اما این چند ساله یک سری شغل های جدید به خاطر المپیک زمستانی 2010 به وجود اومده و تورم قیمت خونه های شهر هم بیشتر به خاطر همونه. خدا می دونه که بعد از المپیک چه بلایی سر این شهر بیاد.

انگار آه بقیه مردم کانادا که زمستونای وحشتناک سردی دارن، مارو گرفته. کل کشور هوا مثل بهاره؛ اون وقت این جا یا بادهای وحشتناک و طوفان داریم و یا هرچند روز یه بار برف. مردم خیلی مناطق هم برق ندارن. لامصبا تو اخبار هواشناسی هم الکی میگن هوای فردا بارونی با احتمال چند سانت برف و بارون. اون وقت صبح پا می شی می بینی که بیشتر از سی سانت برف همه جارو پوشونده. بگذریم که خیلی خوشگله. اما بسه دیگه. شهرمون کچل شد بس که درختاش از باد و برف شکستن. همین حالاشم پارک معروف شهرمون (stanley park) حسابی منظره رقت باری پیدا کرده و بیشتر از دو میلبون دلار خرج بازسازی شه!! خیلی ناراحت می شم وقتی که از بغل این پارک رد می شم. من عاشق طبیعتشم و الان بیشتر درختای عظیم و سر به فلک کشیده اش شکستن. واقعاً منظره ناراحت کننده ای داره.

خريد خانه در ونكوور

هی روزگار ما رو خرپول نکردی که کیفشو ببریم. راست میگم؛ پول خیلی چیز شیرینیه ها. اونم نه این پولا. پول بابا ننه دار. اون خونه هایی که ما دوست داریم لامصبا کم کم چهار پنج میلیونی هستن. این جا قیمت خونه نسبت به همه جای دیگه کانادا گرون تره. از قیمت خونه ها تو منطقه هایی که زیاد جالب نیستن و یا خونه های قدیمی و ... نمی نویسم. اینا خلاصه ای از وضعیت خونه های معمولی و خوب این شهره.

برای اطلاع دوستانی که ایران زندگی می کنن بگم که خونه های این جا یا آپارتمان هستن که بهشون condominium یا به طور خلاصه کاندو میگن. این جا کوچولوترین آپارتمانی که جای خوبی هم باشه و فقط دو خواب داشته باشه از حدود چهارصد هزار تا شروع می شه. حواستون باشه که وقتی خونه نو می خرین باید شش درصد قیمت خونه رو بابت مالیات به دولت ( GST) بدین. دیگه بابت گرفتن وکیل و ثبت محضری و ... هم چند هزارتایی افتادین.

نوع دیگه خونه ها رو Town House می نامند و شامل خونه های یک طبقه هستن که معمولاً دیوار های سمت چپ و راست خونه با بقیه مشترک هست و بیشتری ها یه حیاط کوچولو و گاهی یک زیرزمین ( basement ) دارن. مزیت این جور خونه ها اینه که دیگه همسایه طبقه بالا و پائین ندارین. اما عیبشون اینه که مثل آپارتمان ها باید ماهیانه یه پولی بابت شارژ ساختمان پرداخت کنین که شامل پول آب و گاهی شامل زدن چمن های جلوی خونه و پاک کردن برف ها در زمستان می شه.

شارژ خونه در آپارتمان ها یا تاون هاوس ها از حدود پنجاه دلار شروع می شه. اگر ساختمان استخر یا مجموعه ورزشی داشته باشه که این پول بیشتر می شه. من حتی آپارتمان هایی دیدم که شارژ ماهیانه شون نزدیک سه هزار دلار بوده (البته قیمت خود آپارتمان بالای هشت میلیون دلار بوده)!!!

حالا هرکدوم این خونه ها بازم تقسیم بندی های جزئی تر دارن. مثل خونه Semi-detached که  یعنی یه خونه  که فقط یک دیوارش مشترک با همسایه بغلی هست و گاهی سقف دوتا خونه مشترکه و اگر مثلاً بخواین سقف خونه رو تعویض کنین، باید با مشاوره و اجازه و هماهنگی همسایه بغلیتون باشه.

بعد می رسیم به خونه یا house یا ( Single family house ) که همون خونه های تک واحد خودمونه. این جا یه خونه خوب با سه چهارتا خواب توی یه جای معمولی که منظره هم نداره، با حدود مثلاً ده سال ساخت رو می شه از حدود هفتصد هزار تا پیدا کرد. اینم بگم که محله با محله فرق می کنه و کوچه با کوچه. واقعاً یک سلیقه شخصیه. حتی شاید با یکی دو ساعت دور شدن از شهر بتونین با این پولا یه خونه خیلی بزرگ هم گیر بیارین. من درمورد سلیقه شخصی خودم نوشتم.

دیگه این که خونه ای که منظره خوب داشته باشه (منظره آب) که حتماً می ره روی یک میلیون. خونه های خوشگل هم که بالای چهار پنج میلیون. باورتون نمی شه اما درمرکز شهر یک آپارتمان دو  خوابه گذاشتن به قیمت نزدیک نه میلیون دلار!! یه زمانی یک میلیون دلار خیلی پول بود برای خرید خونه. یادم میاد که ایالت اونتاریو که بودیم (شهر تورنتو) خونه یک میلیون دلاری یعنی یه کاخ. اما این جا یعنی هیچی. وقتی دنبال خونه می گردین اون قدر خونه بالای یک میلیون دلار توی هر منطقه از شهر هست که دیگه این پولا تو ایالت ما پولی نیست. فقط در پنج ماه اول سال ۲۰۰۶، چهارصد تا خونه بالای یک میلیون توی این شهر خرید و فروش شده.

ما قبل از این که به این ناحیه فعلی اسباب کشی کنیم، همون زمانی که همسرم داشت دانشگاه درس می خوند، تو منطقه بیرون دانشگاه (  Unirevrisy of British Columbia )  که به اسم Point Grey زندگی می کردیم که واقعاً یکی از بهترین و قشنگ ترین مناطق ونکوور هست. یکی از تفریح هامون هم این بود که بریم کوچه پس کوچه های مختلف و خونه های آن چنانی رو ببينیم. یک کوچه هم بود بنام Drummond Drive که ماها عاشقش بودیم و واقعاً خونه های خوشگلی توش بودن. به تازگی فهمیدم که یک سری از گرونترین خونه های ونکوور توی این خیابون هستن و اولین گرونترین خونه شهر با ارزش حدود ۲۸ تا ۳۲ میلیون دلاره. سومین خونه گرون شهر هم مال یک ایرانیه به نام آقای حسن خسروشاهی که همه ایرانی های مقیم کانادا اونو خوب می شناسن و صاحب قبلی بزرگترین فروشگاه های زنجیره ای لوازم صوتی و تصویری ( Future Shop ) هستن و فکر کنم که پولدارترین ایرانی مقیم کانادا باشن و خونشون هم توی همون منطقه هست.

درمورد سیستم خرید خونه هم یه چیزایی بگم. این جا برعکس کشورهایی مثل ایران که مردم یک عمر پول جمع می کنن و آخر عمری می تونن خونه مورد علاقه شون رو بخرن، از همون اول می شه خونه مرد علاقه رو خرید و لذتشو برد. البته سی چهل سالی هم باید پول وامشو بازپرداخت کرد. قسط بندیش دیگه بستگی به میزان درآمد هر خانواده داره. اما معمولاً کل پولی که بازپرداخت می شه حدود دوبرابر قیمت خونه درمیاد.

سال ها پیش بهره وام برای خونه حدود ۱۹ درصد بود و خیلیا به همین دلیل که نتونستن بازپرداختش کنن، ورشکسته شدن و خونه به تصرف بانک در اومده. الان نرخ بهره حدود ۶ درصد هست. البته برای خرید خونه می شه وام رو برای ۵ سال با بهره ثابت پرداخت کرد (اگر ترس اینو دارین که بهره ها بالا میرن این بهترین کار هست) و الان بهره ثابت حدود  5.2 درسال هست و اگر هم که مطمئن هستین که بهره ها بالا نمیرن می تونین از بهره شناور استفاده کنین که الان درحدود 5.14 هست و هر موقع که دیدین داره بهره ها بالا می ره می تونین که اونو برای پنج سال ثابت کنین.

مقدار وامی که میشه از بانک گرفت بسته به میزان درآمد هرکس هست و معمولاً باید بیشتر از ۵ درصد قیمت خونه رو پول پیش بذارین. این پولی رو هم که به عنوان وام از بانک می گیرین رو باید بیمه کنین. یعنی خود بانک برای یک وام هفتصد هزاری یه پولی مثلاً بیست هزار دلار (اگر پول پیش بیشتر بذارین ، این نرخ بیمه کمتر میشه) رو از کل وام بابت بیمه کم می کنه. خلاصه که خونه خریدن اینجا کلی دنگ و فنگ و خرج های جانبی داره. فروشنده هم که باید یه پولی بابت فروش خونه اش به دلال ( realtor ) بده (معمولاً برای اولین صدهزارتای خونه ۳.۲ درصد و برای مابقیش ۱.۶ درصد حق دلالی می گیرن. البته هر کمپانی با کمپانی فرق می کنه و این نرخ کاملاً ثابت نیست)

چند وقت پیش یک خونه در ناحیه ای در شرق شهر ونکوور ( Abbotsford ) برای فروش گذاشته بودن به قیمت ۴۵ میلیون دلار!! برای فروش این خونه هم یک روز همه دلال های خونه ( Realtor ) ها رو دعوت کرده بودن که در اصل برای دیدن خونه و مشخصاتش بود و همه هم دعوت به صرف خاویار و شراب و مخلفات بودند!!

پی نوشت : این جا قاچاقچی های محترم بیشتر خونه های خوب رو می خرن و میکننش مرکز کاشت ماری جوانا !! قبلاً که خونه های ارزون رو تو مناطق سطح پائین می خریدن و اما تازگی ها چون واقعاً صنعت پردرآمدیه، خونه های گرون چند میلیون دلاری رو در بهترین مناطق می خرن. هرچند وقت یک بار هم پلیس چند تا خونه رو کشف می کنه. حالا خیلی از خونه های محشری که توی بازار برای خرید و فروش هست، همه قبلاً مرکز کاشت بوده. معمولاً هم دلال هایی که وجدان داشته باشن این جور خونه ها رو با این که هم قیمت خیلی بهتری از بقیه خونه ها دارن و هم این که توشونو حسابی بازسازی می کنن، برای خرید اونا رو پیشنهاد نمی کنن.

به چند دلیل : چون اولاً همه سیستم برق خونه رو عوض می کنن و به خاطر همین خیلی احتمال آتش سوزی در این خونه ها زیاده. دیگه این که مثل گلخونه اون جا رو گرم و مرطوب می کنن و چون خونه ها همه از چوب ساخته میشن، رطوبت درون همه دیوارها نفوذ می کنه و تمام لوله های خونه میپوسه. دیگه این که احتمال این که شب یکی از این قاچاقچی ها که با صاحب ملک خورده حساب داره و نمی دونه که طرف خونه رو فروخته و رفته، سرو کله اش پیدا بشه و دوتا گلوله تو شیکمتون خالی کنه خیلی زیاده !!!!! معمولاً هم توی مدارک خرید و فروش ملک این سابقه کاشت به ثبت می رسه.

خريد ماشين در ونكوور

این جا ماشین خریدن خیلی راحته. نه که فکر کنین کسی یه پول قلمبه داره. نخیر. اگر کار داشته باشین می تونین هر ماشینی رو که بتونین از پس پرداخت هاش بربیاین رو اجاره یا خرید کنین. یه روز مدارک رو می برین و چند روز بعد هم میرین کاغذا رو امضا می کنین و همون جا یه دختر خوشگل میاد ماشین رو بیمه می کنه و نمره می کنه و تموم. در عرض کمتر از یه ساعت تحویل می گیرین و میرین یه رستوران مشتی واسه سورچرونی. به همین راحتی.

Lease یا اجاره ماشین به این صورته که مثلاً یک ماشین حدود ۳۵ هزار دلار قیمتشه. این قیمت خامشه و روش البته کم کم حدود دو سه هزار دلار هم اضافه کنین برای لوازم جانبی و  ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار برای حمل و نقل (Freight Cost and Pre-Delivery Inspection) و بسته به ایالتی که توش زندگی می کنین حدود ۱۳ یا ۱۴ درصد هم مالیات و همچنین حدود ۲۰۰۰ دلار هم بیمه سالیانه ماشین.

بعد می تونین به مدت مثلاً ۴ سال (از ۲۴ ماه تا ۶۰ ماه) ماشین رو اجاره کنین و در طول چهار سال حدود بیست هزار دلار از قیمت ماشین باید پرداخت بشه. این قیمت رو به اضافه بهره سالیانه ای که روی قیمت ماشین برای اجاره می گیرن باید پرداخت کنین.

الان هوندا کانادا بهره ۱.۹ رو برای مدل های ۲۰۰۶ می گیره. هنوز مدل های ۲۰۰۷ به بازار نیومدن و وقتی که بیان بهره هر ماشین حدود ۸.۳ خواهد بود. حالا می تونین برای پرداخت کمتر در ماه یک كمی هم پول پیش پرداخت کنین. اما معمولاً برای اجاره ماشین میگن بهتره که چونه بزنین و چیزی پیش پرداخت نکنین که این پول از دستتون میره.

در پایان چهار سال هم یا می تونین پسش بدین و یا می تونین این ماشین رو درحدود ۱۵ هزار و خورده ای از شرکت مربوطه بخرین. البته منوط به این که ماشین رو تمیز نگه داشته باشین. حالا هر ماشینی هم چند سالی گارانتی و به قول خودشون کمک در کنار جاده ( Road side assistance ) داره که برای هوندا ۳ سال و برای هیوندایی و ماشین های آمریکایی الان به خاطر رقابت ۵ سال هست.

در سال هم فقط یه مقدار کیلومتر محدود می تونین رانندگی کنین که البته اگر ماهیانه کمی بیشتر پول بدین، بیشتر هم میشه رانندگی کرد. ماشین های آمریکایی الان ۱۶۰،۰۰۰کیلومتر در طول ۵ سال گارانتی دارن و معمولاً بعداً برای هر کیلومتر بیشتر از اون حد مجاز  باید بسته به نوع ماشین حداقل یه چیزی حدود ۱۲ سنت پرداخت کنید. این از اجاره.

برای خرید یا Finance هم یه پول پیش میدین و انتخاب می کنین که می خواین چند ساله کل پول رو پرداخت کنین (معمولاً از ۲۴ ماه تا ۷۲ ماه) و با اضافه کردن نرخ بهره به قیمت ماشین اونو براتون قسط بندی می کنن. واقعاً کجای ایران میشه بدون یه دلار پول پیش فقط با دادن چند صد دلار در ماه سوار یه ماشین خوب شد. اینم از مزایای کشور ما.

البته بیشتر مردم ماشين رو lease یا اجاره میکنن. یعنی این که مثلاً قیمت ماشین ۲۰،۰۰۰ دلاره. بعد از ۴ سال میشه ۱۰،۰۰۰ دلار. خوب می تونین ماشینو اجاره کنین برای ۴ سال و فقط ۱۰،۰۰۰ دلار (البته کمی بیشتر با اضافه به پول بهره و ... ) رو پرداخت کنین. بعد از ۴ سال هم پسش میدین و یک ماشین نو دیگه اجاره می کنین.

این جا که مثل ایران مردم معمولاً یه پول قلمبه دستشون نیست که بدن به ماشین. در ماه چیزی در حدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ دلار یا بیشتر ( بسته به قیمت ماشین داره ) میدن به اجاره ماشین و در عوض می تونن یک ماشین خیلی خوب سوار شن. اگر هم که یک بیزینسی از خودشون داشته باشن می تونن بیشتر هزینه های ماشین رو از مالیات محل در آمدشون کم کنن.