استان بیریتیش کلمبیا (British Columbia) – (2)

قبل از شروع قسمت دوم؛ ذكر يك نكته الزامي است : دو نفر از دوستان عزيز نديده ام؛ تذكر به جايي در قسمت نظرات داده اند كه چون براي خودم تازگي داشت، براي اطلاع همگان در پشت شيشه ويترين نصب مي گردد :" "ایالت به معنی state متعلق به ایالات متحده آمريكا هست و براي كانادا؛ باید از لغت "استان" برای province استفاده شود. کانادایی ها حساسند به این مساله و دوست دارند در همه چیز متفاوت باشند از امریکایی ها، لذاست که بد می دارند گفتن ایالت را به جای استان".

پس ادامه مي د هيم ادامه مطالب معرفي را :

 مسکن در بیریتیش کلمبیا (British Columbia Residential Housing)

هزینه های مسکن کمی بیشتر از دیگر نقاط کانادا می باشد. گران ترین بخش های ايالت، شهرهای ونكوور (Vancouver)  و ويكتوريا (Victoria) هستند. البته اطراف آنها خانه های حومه ای وجود دارد. در کل، متوسط درآمد خانوار با هزینه های مالکیت در این دو شهر 60-30 هزار دلار می باشد. هزینه ماهیانه مسکن در این ايالت 904 $ کمی بیشتر از متوسط کانادا (835$) می باشد.

بیشتر ساکنین ونكوور بزرگ (Vancouver) ترجیح می دهند که در مناطقي از شهر مثل ريچموند (Richmond) ، سوري (Surrey) یا برنابي (Burnaby) زندگی کنند. هزینه های مسکن در این مناطق کمتر و فضای خانه ها بیشتر می باشد. این مناطق مسافت زیادی تا مركز شهر ندارند به همین دلیل بیشتر مهاجرین جدید در این منطقه ساکن می شوند. ( درباب معرفي مناطق شهري ونكوور بزرگ؛ در پست هاي آينده به تفصيل خواهيم پرداخت).

تحصیل در بیریتیش کلمبیا (British Columbia Education)

این ايالت دارای سیستم آموزشی دولتی مورد تایید جهان می باشد. در کانادا تمامی شهروندان و دارندگان اقامت دائم می توانند تا 20 سالگی و تا سقف انتهای دبیرستان از تحصیلات رایگان دولتی استفاده کنند. از هزینه مالیات دوره های متنوع آموزشی از جمله مدارس بومی، ملیتی و دوره های فرانسوی، دوره های هنرهای زیبا، ورزش و دوره های فنی برگزار می شود.

دانش آموزان این ايالت محدودیت جغرافیایی ندارند و می توانند در هر جای ايالت که بخواهند به طور رایگان تحصیل کنند. در سالهای 10 ، 11 و 12 دانش آموز پس از گذراندن امتحانات ايالتی می تواند فارغ التحصیل شود.

این ايالت 1900 برنامه آموزش عالی در 26 موسسه آموزش عالی ارائه می دهد. در این ايالت 6 دانشگاه، سه کالج دانشگاه (با ارائه دوره کارشناسی ارشد اغلب در رشته های تخصصی، دوره های فنی، مهارت آموزی) و 12 کالج وجود دارد. شهریه متوسط یک سال تحصیل 4800 $ می باشد که 15- 10 درصد بیشتر از متوسط کانادا است. البته برنامه های بورسیه و اعطای وام نیز برای دانشجویان وجود دارد.

از دانشگاه های تراز اول این ايالت می توان به دانشگاه (British Columbia - UBC) ، دانشگاه (Simon Fraser) و دانشگاه (Victoria) اشاره کرد که جذب کننده محققین و دانشمندان سراسر جهان می باشد. چندین برنده ی جایزه نوبل پزشکی، فیزیک و اقتصاد فارغ التحصیل دانشگاه (UBC) هستند. سطح علمی این دانشگاه ها کمک شایانی به شکوفایی اقتصاد ايالت می کند.

بهداشت در بیریتیش کلمبیا (British Columbia Health Care)

طبق قوانین کانادا تمامی شهروندان کانادا می توانند از خدمات بهداشتی رایگان استفاده کنند. به عبارت دیگر اکثر هزینه های بهداشتی در کانادا به طور مستقیم از شهروندان اخذ نمی گردد.

البته خدمات غیر ضروری مانند عمل زیبایی یا مراقبت های خاص از دندان تحت پوشش این خدمات نمی باشد. لیست خدمات ضروری غیر رایگان در هر ايالت متفاوت است. طرح بهداشتی دولتی این ايالت بیشترین هزینه را در کانادا انجام می دهد (3500 $ در سال برای هر نفر)

استان بیریتیش کلمبیا (British Columbia) – (1)

معرفي را بايستي از استان بريتيش كلمبيا (British Columbia) آغاز نماييم. تلاش مي شود مطالب مزين به عكس باشد ولي براي سنگين نشدن صفحه ي اصلي وبلاگ، عكس ها در "ادامه مطلب" درج مي گردد. در ضمن آلبوم عكسي از ونكوور در اين آدرس ايجاد نموده ام كه مي توانيد در آن سير كنيد و حظ بصري ببريد !!

استان بیریتیش کلمبیا (British Columbia) – (1)

مقدمه

این استان غربی ترین استان کانادا و در مجاورت اقیانوس آرام قرار دارد. این استان با داشتن مناطق زیبای طبیعی (6 پارک ملی) تقریباً 4 میلیون نفر را در خود جای داده است و بسیاری از ساکنین این استان در منطقه (Lower Mainland) ساکن هستند. مساحت این استان به اندازه جمع مساحت فرانسه، آلمان و هلند می باشد.

این استان سخت در تلاش است تا مراتب میزبانی بازی های المپیک زمستاني 2010 در ونکوور (Vancouver)  و ویستلر (Whistler) را به جا آورد.

ویکتوریا (Victoria) مرکز این استان است که در جزیره ونکوور (Vancouver Island) واقع است. پرجمعیت ترین شهر استان، ونکوور  (Vancouver) می باشد. این شهر با داشتن بالغ بر 2/2 میلیون نفر جمعیت سومین شهر پر جمعیت کانادا محسوب می شود.

سالانه در حدود 35000 نفر مهاجر وارد این استان می شوند و در کل مهاجرین بخش مهمی از جمعیت استان را تشکیل می دهند. درحقیقت یک سوم جمعیت ونکوور (Vancouver) خارجی هستند. بیشتر چینی های کانادا در این شهر زندگی می کنند. جو چند فرهنگی و سطح عالی زندگی، این استان را مقصد بیشتر مهاجران به کانادا کرده است.

اشتغال و اقتصاد در بیریتیش کلمبیا (British Columbia Economy and Employment)

اگرچه بیشتر اقتصاد این استان به طور سنتی بر منابع طبیعی تکیه دارد اما در سال های اخیر شکل آن به سمت صنایع و کارهای خدماتی تغییر کرده است. جنگل داری، معدن و مخابرات از بخش های مهم اقتصادی این استان به حساب می آید.

توریست یکی از منابع اصلی درآمد این استان می باشد. این استان مناظر طبیعی زیبایی از جمله کوه های راکی، هزاران مایل خط ساحلی و مساحت زیادی از مناطق سرسبز را در بر می گیرد. بريتيش كلمبيا (British Columbia) بزرگترین شیلات در کانادا و زمین های کشاورزی و دامپروری بسیاری را دارا می باشد. همچنین این استان سومین تولید کننده برق آبی و دومین تولید کننده گاز در کانادا است.

شهر ونكوور (Vancouver) که بیشتر ساکنین این استان در این شهر زندگی می کنند مرکز مهم تجاری و فنآوری و سومین مرکز فیلم سازی در آمریکای شمالی (بعد از نیویورک و لس آنجلس) می باشد. این شهر به دلیل رفت و آمد زیاد؛ مرکز مهم خدماتی نیز به حساب می آید.

این استان محل خوبی جهت پیدا کردن کار می باشد؛ زیرا نرخ بیکاری به پایین ترین سطح خود در 30 سال گذشته رسیده است (4.5 درصد). بیشتر این مشاغل در حیطه خدمات و فن آوری قرار دارد. انتظار می رود که این رشد در آینده نیز ادامه پیدا کرده و فرصت های شغلی بسیاری برای مهاجرین در استان فراهم آید.

سطح استاندارد زندگی در بیریتیش کلمبیا (British Columbia Standard of Living)

این استان به دارا بودن سطح بالای زندگی؛ با داشتن شهر ونكوور (Vancouver)  یکی از شهر های مهم جهان؛ از لحاظ کاری و زندگی؛ معروف می باشد. این استان با امکانات اقتصادی و رفاهی بسیار خوب به مهاجرین جدید سرویس می دهد. سطح زندگی در ويكتوريا (Victoria) و مناطق داخلی مثل كلونا (Kelowna) نیز به همین صورت می باشد.

به دلیل هزینه بالای مسکن، هزینه های زندگی در این استان بسیار گران می باشد. اما متوسط درآمد سالانه نیز به تناسب در سطح بسیار خوبی قرار دارد( 31,544 $). "کمترین مقدار دستمزد در ساعت" در این استان 8$ در ساعت است که این میزان برابر با میانگین کل در کانادا می باشد. نرخ مالیات بر درآمد در این استان دومین نرخ پایین در کانادا است.

وجود پارک های محافظت شده بسیار، دو رشته کوه و اقیانوس آرام به فضای تفریحی استان روحیه خاصی داده است. میانگین عمر در این استان 80 سال می باشد.

ادامه نوشته

مقدمه اي در باب بريتيش كلمبيا (British Columbia) و شهر ونكوور (Vancouver)

بنا بر رعايت موازين ادبي در نگارش؛ ابتداي هر وبلاگ بايستي مقدمه اي در باب موضوع وبلاگ قلمي نمود. لذا ما هم كه يك باب و يك پا "مهاجر ونكوور" مي باشيم؛ تلاش مي نماييم كه در طي چندين و چند پست ابتدا به معرفي ايالت بريتيش كلمبيا (British Columbia) و سپس شهر ونكوور (Vancouver) و اگر شد بقيه شهرهاي مهم ايالت مزبور مي پردازيم. البته از آنجا كه ذكر گرديد اينجانب و خانواده محترم مهاجر ونكوور مي باشيم، در باب جزييات اين شهر بسيار خواهيم نوشت كه در باب بقيه شهرها نخواهيم نوشت.

مطلب ديگر آنكه اغلب دوستان وبلاگ نويس كانادايي؛ مقيم بلاد تورنتو مي باشند و بسيار كم وبلاگي مشاهده نموديم كه مقيم ونكوور باشد و مانند دوستان تورنتويي راجع به جزييات شهر بحث نمايد. اغلب وبلاگ هاي ونكووري مزبور راجع به در و ديوار همه چيز مي نگارند؛ ولي لابلاي صدها پست در آرشيوشان به زحمت يكي دو پست درباره اطلاعات ونكوور مي توان يافت كه همت شرلوك هولمز و استقامت پوارو مي خواهد كه اين حقير به وفور داشته و آنها را يافته و برايتان در اين وبلاگ نگاشته و يا خواهد نگاشته (قافيه رو بيا، ه بده).

البته بر همه ما واضح و مبرهن مي باشد كه از آنجا كه اين حقير هنوز پايش هم به ونكوور نرسيده است؛ بنابراين عظيم خالي بندي است كه بخواهد از شهر ونكوور از زبان خود روايت نمايد. بنابراين نويسنده در همين جا با شجاعت و صراحت و ركاكت (مصدر از رك گويي) اعلام مي دارد كه قريب به اتفاق مطالب نگاشته شده در باب ونكوور از منابع و وبلاگ هاي مختلف اقتباس شده است. ولي از آنجا كه آرشيو نويسنده در طي شش سال از منابع و وبلاگ هاي بسيار جمع آوري شده است (وبلاگ هايي كه برخي از آنها ديگر در قيد حيات نمي باشند و ديگر نمي توان به مطالبشان مراجعه نمود، ولي مطالبشان در نزد نويسنده محفوظ مي باشد) و منابع برخي از مطالب در ذهن نويسنده نمي باشد، بنابراين خواهشمند است در ميان پست ها نظر ندهيد كه اين مطلب از فلان جا و بهمان جا است و مرا به سرقت ادبي متهم ننماييد. بديهي است كه نويسنده تا جايي كه حافظه اش ياري كند؛ منابع نوشته ها را ذكر خواهد نمود.

پ.ن. نامبرده در همين وبلاگ تعهد كتبي مي دهد؛ به محض آن كه مصاحبه اش اعلام؛ مديكالش تاييد و ويزايش صادر گردد و قدم بر خاك پاك ونكوور نهد، تمام كم كاري هاي همكاران در ونكوور را جبران و اينترنت را بتركاند.

پ.ن. ۲ "كپي رايت مال بيچاره هاست".

ذكر مطالب اين وبلاگ با ماخذ و يا بدون ماخذ مجاز و موجب اجر دنيوي و اخروي مي باشد.

 نماي سه بعدي از داون تاون ونكوور

و خداوند وبلاگ نويسان را دوست دارد

مي گويند خدا دو حاجت و آرزوي انسان را سريع جواب مي دهد. دوميش مكان مناسب آپلود عكس است. اوليش را هم بعداً ميگم.

اين هم نمايي از شهر ونكوور براي تست.

حالا ديگه منتظر باشيد تا بتركونم.

نمايي از ونكوور

آيا ياري كننده اي هست كه ما را ياري كند؟

دارم مطالبي آماده مي كنم در شرح ونكوور و وصل بي مثالش. ولي مطالب بايستي مصور باشد. هر جا عكس آپلود مي كنم، پس از درج تصوير، آنچه مي بينم فقط يك مستطيل است با يك ضربدر در گوشه اش.

چكار كنم؟ آيا از اين همه وبلاگ نويس دوست و همكار و برادر و خواهر ديني؛ ياري كننده اي هست كه ما را ياري كند و بياموزد چگونگي كار را.

قول مي دهم در عوض مطالب مصور رنگي از ونكوور برايتان بگذارم "تا دل تنهايي تان تازه شود" و ايضاً داغ دلتان.

سخن بزرگان : هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم.

اين دنياي وبلاگ هم عالمي دارد ها !!.

وقتي خواننده وبلاگ ديگران هستي، تند تند از اين وبلاگ به اون وبلاگ ميري مطالب را مي خوني، شايد كامنت هم بگذاري يا نگذاري (من كه خيلي در كامنت گذاري تنبلم، ولي مي خوام در سال جديد ترك عادت كنم) و بعد هم سريع پنجره ها را مي بندي و وبلاگ بعدي.

ولي از وقتي خودم وبلاگ زدم انگار همه چيز تغيير كرده. يك وسواسي وجودت را مي گيرد : كدام قالب را بگذارم؛ چه فونتي استفاده كنم؛ چه رنگي بنويسم؛ كجا شكلك در بيارم و و و و .... كه اگر حواست جمع نباشد يك مرتبه مي بيني در دريايي از وسواس هاي حاشيه ايي غرق شده اي و از اصل كار كه نوشته هايت است غافل شده اي.

بعد يادت مي آيد وبلاگ هايي كه دوست داري و هر روز به آنها سر مي زني فقط به عشق مطالبشان و قلم نويسنده شان است و نه زرق و برق وبلاگشان. براي همين است كه تا مطلب تمام مي شود كامنت گذاشته و نگذاشته، پنجره بسته و وبلاگ بعدي.

و بدينسان لوندي هاي وبلاگ ما پايان يافت و قرار است از حاشيه كم كنيم و بر اصل و متن و محتوا بيفزاييم.

لطفاً كانادا را الگو قرار دهيد

مطلب زير از فريد ذكريا سردبير بين المللي نيوزويك مي باشد كه تفاوت هاي اقتصاد كانادا و ايالات متحده آمريكا را بيان مي كند، كه چرا كانادا به اندازه آمريكا درگير بحران مالي نشده است. بديهي است كه صحت و سقم ادعاهاي مربوطه بر عهده نويسنده مطلب مي باشد.

متن كامل مقاله را در ادامه مطلب ملاحظه نماييد.

ادامه نوشته

آغازي بر اين وبلاگ

سلام دوستان؛

من پوريا هستم يك مهاجر. سال 1381 با همسرم تصميم گرفتيم براي مهاجرت به كانادا اقدام نماييم. تا مدارك مورد نياز را تهيه نماييم، به خصوص مدرك آيلتس را، شد آذر ماه 1382 كه وكيل "File No." را گرفت. فروردين 1386 نامه "upgrade" از سفارت آمد و ما هم مدارك را به روز و ارسال كرديم. ديگر تا امروز خبري از سفارت نشد كه نشد.

وقتي براي كانادا اقدام مي كرديم 30 ساله بوديم و با يك بچه ي يك ساله، الان 37 ساله هستيم و با دو بچه 7 و 5/1 ساله. هنوز هم خبري نيست !!

مشتري پر و پا قرص وبلاگ هاي ايراني راجع به كانادا هستم. فكر مي كنم يكي از كامل ترين آرشيوهاي وبلاگ هاي كانادايي ايراني را داشته باشم (بابا بالاخره 5 سال است كه اينترنت را شخم مي زنيم ديگه).

قريب به اتفاق وبلاگ ها متعلق به كساني است كه يا مقيم كانادا هستند و يا ويزايشان آمده و مهياي مهاجرت هستند. وبلاگي را نديدم كه در طي پروسه انتظار ايجاد شده باشد. شايد مهم ترين دليلش اين باشد كه اطميناني به قبولي مصاحبه و دريافت ويزا نيست و كسي هم دوست ندارد كه بعد از مدتي خاك وبلاگ خوردن مجبور شود اعلام كند كه آقا اشتباه شد و ما نمي رويم كانادا (به قول خودماني كنفت شود).

ولي خوب هميشه يك بز گر هست كه خارج از قاعده عمل كند و بز گر شما هم منم. من اين وبلاگ را زدم ولي از ته دل اميدوارم كه چند وقت ديگر مجبور به اعلام كنفتي نشوم.

وبلاگ خوب براي مهاجرت به كانادا زياد است، كه تعدادي از آنها در لينكدوني وبلاگ موجود است و خود من شخصاً خيلي ازشون استفاده كردم.

ادعاي ايجاد انقلابي در وبلاگ مهاجرتي را ندارم. ولي چون در اين 5 سال از وبلاگ هاي دوستان بسيار استفاده برده ام و از آنجا كه گفته اند "زكات علم، نشر علم است"، تصميم گرفتم من هم سهم كوچكي در اين اطلاع رساني مهاجرتي داشته باشم.

سخن بزرگان : ديگران كاشتند و ما خورديم               ما مي كاريم تا ديگران بخورند.

باشد كه مورد پسند شما و شمايان قرار گيرد. من را از نظرات خود بي بهره نگذاريد.